و چنان نيست قضيه معراج كه مشبهه ميگويند ، * ( سُبْحانَه وَتَعالى عَمَّا يَصِفُونَ ) * « 1 »
هامش
« 1 » معراج رفتن رسول اكرم صلى اللَّه عليه و آله از جمله قضايائيست كه محققا واقع شده و از مسلمات قرآن و روايات اسلاميست و جاى شبهه براى كسى باقى نمانده خاصه در اين زمان كه قرن قمر مصنوعى و موشك و فضا پيمائيست كه راه را براى ثبوت معجزات پيغمبران و معراج پيغمبر اسلام باز نموده و هموار ساخته ، و جاى بسى تعجب است كه بعضى عقيده داشته و دارند كه قضيه معراج در خواب و بعضى گويند كه روحانى بوده و اين گونه گفتار و عقايد ظاهر البطلانست و على التحقيق در بيدارى و جسمانى بوده و اين اتفاق اكثر فرق مسلمين است چنان كه آيه شريفه : اول سوره اسراء به آن ناطقست كه ميفرمايد : * ( سُبْحانَ الَّذِي أَسْرى بِعَبْدِه لَيْلًا مِنَ الْمَسْجِدِ الْحَرامِ إِلَى الْمَسْجِدِ الأَقْصَى ) * ، منزّه است آن خداى قادرى كه شبانه بندهء خود را از مسجد الحرام ( مكه ) بسوى مسجد اقصى ( بيت المقدس ) سير داد ، و ائمه عليهم السّلام فرمودهاند هر كه معراج را منكر شود ( بالصراحه و يا بتأويل و تفسير ) از ما نيست يعنى از دائره اسلام خارج است .
و اينكه در دعاى ندبه ميفرمايد : و عرجت بروحه الى سمائك ، براى آنست كه اثبات شود كه وجود مقدس آن حضرت داراى روحى بوده ما فوق ارواح مردم و نيروئى در نهادش بوده ما فوق نيروى مردم و علما رضوان اللَّه عليهم فرمودهاند كه باء بروحه بمعنى مع است يعنى به آسمان بردى جسم آن حضرت را با روحش و نيز دليل است براى كسانى كه ميگويند آخرين خط سير آن حضرت بيت المقدس بوده ، و در موضوع اولين خط سير : بعضى گويند از خانه امّ هانى خواهر حضرت على عليه السّلام بوده و ميگويند مراد از مسجد الحرام در آيه فوق مكه است زيرا مكه و حرم تمامش مسجد است ، و بعضى گويند كه از خود مسجد الحرام بوده ، و معراج را شب بيست و يكم و هفدهم ماه رمضان شش ماه پيش از هجرت و شب دوم ربيع الاول دو سال بعد از بعثت و شب 27 ماه رجب سال دوم هجرت گفتهاند ، و در خصال ميفرمايد كه آن حضرت صد و بيست مرتبه بمعراج رفت .
علامه نهاوندى در جنة العاليه در جزو - 2 - شماره - 295 - از معارج النبوه نقل مينمايد كه حكمت بردن آن حضرت را بمعراج شايد آن بوده كه چون قضاى الهى و حكم پادشاهى جلّ و علا در اول چنين رفته بود كه شفيع امت و شفاعت خواه روز قيامت آن حضرت صلى اللَّه عليه و آله خواهد بود و حل و عقد اهل سعادت و شقاوت باز بستهء بر رأى عالم آراى او فرمود و بمفاد : * ( إِنَّ زَلْزَلَةَ السَّاعَةِ شَيْءٌ عَظِيمٌ ) * ، اشتغال هر كس را بمرتبه اى ديد كه به ديگرى پرداختن مجال نبود و نظر بر احوال ديگرى انداختن محال مينمود لا جرم حضرت خواجه صلى اللَّه عليه و آله را بملكوت سماوات برآوردند و غرائب و عجائب در آنجا بوى نمودند و درجات بهشت نعيم و دركات جحيم بديد و ثواب نعيم و عذاب أليم را يك يك مشاهده فرمود ، و جنابش را از آنها گذرانيد تا چون روز قيامت شود و صعوبت و هيبت آن ظاهر گردد و بر همه كس ديدن آن صعب نمايد و زبان بگفتار نفسى نفسى بگشايند و بر آن حضرت كه ديده و دانسته و گذرانيده به آسانى گذرد و امتى امتى گويد ، و اگر حضرتش را شب معراج امور عالم غيب مشاهده نگشتى در قيامت چون ديگران بودى و زبان بشفاعت عاصيان نگشودى .