همانند قول خود حضرت موسى عليه السّلام است كه ( خداوند به او فرمود : چرا زودتر از قوم خود بكوه طور آمدى ؟ ) گفت : * ( وَعَجِلْتُ إِلَيْكَ رَبِّ لِتَرْضى ) * ، پروردگارا براى خشنودى تو تعجيل كردم و پيش از آنها بسوى تو آمدم ، و همانند بيان خداى تعالى است كه فرموده : * ( فَفِرُّوا إِلَى الله ) * ، بسوى خدا فرار كنيد ، يعنى براى أعمال حج بسوى خانهء خدا بشتابيد .
اى پسرم : كعبه خانه خدا است و هر كس براى أعمال حج بخانهء خدا برود در حقيقت خدا را قصد كرده و بسوى او ميرود ، و مساجد خانههاى خدا است و هر كس در آنها برود بسوى خدا رفته ، و شخص نمازگزار تا موقعى كه در نماز است مقابل خدا ايستاده ، و كسانى كه در هنگام اعمال حج در عرفات باشند در پيشگاه خداوند هستند ، و خداوند در آسمانها بقعه هائى آفريده و هر كس به آسمان عروج كند و در يكى از آن بقعها برود در حقيقت بسوى خدا عروج نموده .
آيا نشنيده اى كه خداى عز و جل ميفرمايد : * ( تَعْرُجُ الْمَلائِكَةُ وَالرُّوحُ ) * ، فرشتگان و روح ( الامين براى أخذ دستور ) بسوى خدا بالا ميروند ، و در قصه حضرت عيسى - فرموده : * ( بَلْ رَفَعَه الله إِلَيْه ) * ( چنان نيست كه يهود و نصارى گمان كردهاند كه حضرت عيسى كشته شده ) بلكه خداى تعالى او را بسوى خود بالا برده ، و فرموده : و * ( إِلَيْه يَصْعَدُ الْكَلِمُ الطَّيِّبُ وَالْعَمَلُ الصَّالِحُ يَرْفَعُه ) * ، كلمات نيكو و سخنان زيبا بسوى خدا بالا رود ، و عمل نيك خالص ( از ريا ) را بالا ميبرد .
باب صد و چهاردهم علت آنكه پيغمبر ( ص ) عقيل را دوست ميداشت
1 - حديث كرد ما را . . . از رسول خدا صلى الله عليه و آله كه بعقيل بن ابى طالب ميفرمود :
اى عقيل تو را به دو علت و جهت دوست دارم ، اول : براى آنكه خود تو دوست داشتنى هستى ( بواسطه ايمان و اخلاق خوش تو ) ، دوم : به جهت اينكه ( پدرت ) ابو طالب تو را دوست ميداشت .