فرعون كه ياغى شده و با نرمى و آرامى با او سخن بگوئيد شايد ( از خواب غفلت و جهالت و غرور بيدار گردد و ) متذكر شود ، يا از خدا بترسد ( و ترك ياغيگرى نمايد و بوادى بندگى ما قدم گذارد ) .
فرمود : اينكه فرموده با فرعون با آرامى و نرمى سخن بگوئيد يعنى او را بكنيه نام ببريد ( زيرا اگر او را بنامش بخوانيد شما را بىادب پندارد و بطغيانش افزوده گردد ) و كنيه فرعون أبو مصعب بود و اسمش وليد بن مصعب .
و اينكه ميفرمايد شايد متذكر شود يا از خدا بترسد ، براى تحريص و رغبت موسى بود كه پيش فرعون رود ، زيرا خدا ميدانست كه فرعون متذكر ( قيامت و عجز خود ) نميشود و نميترسد ( از خداى قادر قهار ) مگر هنگام غرق شدن ( كه آن ترس و تذكر هم براى او فائده نداشت ) آيا نشنيده اى كه خدا ميفرمايد ( فرعون ايمان نياورد ) تا وقتى كه ديد غرق ميگردد ، در آن زمان گفت ايمان آوردم ، به آن خدائى كه بنى إسرائيل به او ايمان دارند و من از مسلمانانم و ليكن خداوند ايمانش را قبول نفرمود : و فرمود : اكنون ايمان مىآورى كه عذاب را مىبينى و پيش از اين نافرمانى و معصيت ميكردى و إفساد مينمودى ( و بندگان مرا گمراه نمودى و از عبادت من بازشان ميداشتى )
باب پنجاه و هفتم علت آنكه كوهى كه حضرت موسى روى آن با خدا سخن ميگفت طور سينا ناميدند
1 - حديث كردند ما را . . . از عبد الله عباس ( پسر عموى پيغمبر ) كه ميگفت :
علت آنكه كوهى كه حضرت موسى به روى آن ميرفت طور سينا ناميدند « 1 » آنست كه
هامش
« 1 » در مجمع البيان ( 7 - 102 ) گويد : اهل حجاز و أبو عمرو سيناء را بكسر سين و باقى قرّاء بفتح قرائت كردهاند .
و در روائح النسمات گويد : طور سيناء و طور سينين كوهيست كه در آن خدا با موسى تكلم كرد و آن كوه در بيت المقدس است در طرف راست مسجد و در مقابل آن كوه ديگريست كه هارون در آن عبادت ميكرد .
و سينا بفتح سين و مد ( بمعنى بركت ) و بكسر سين و مد نيز گفته شده ، و اگر بكسر خوانده شود غير منصرفست به جهت تعريف و عجمه نه تأنيث زيرا فعلاء ( بكسر فاء ) الف آن براى تأنيث نيست و آن غير از الف فعلاء ( بفتح فاء ) وصفي است كه براى تأنيث است ، و نقل از ابن خالويه شده كه در كلام عرب صفتى بر وزن فعلاء مكسور الفاء نيامده ، و در چندين مكان ديگر هم كوه طور معروفست از جمله نجف