تخطي إلى المحتوى الرئيسي

علل الشرايع ( فارسي ) — صفحة 156

مساهمون:

ص١٥٦
اى ام السلمه بشنو ( آنچه را كه ميگويم ) و شاهد باش كه اين على بن ابى طالب أمير المؤمنين و سيد المسلمين است و او صندوق علم و باب علم من است كه از آن بايد وارد شد ( و از او بايد علم را بياموزند ) و اوست وصى بعد از من بر مردگان اهل بيت من ( شايد مراد حضرت فاطمه عليها السّلام باشد ) و جانشين منست بر زندگان امت من و برادر منست در دنيا و آخرت و با من خواهد بود در ( بهشت در ) درجات رفيعهء عاليه . اى ام السلمه شاهد باش و حفظ كن و بخاطر خود بسپار كه ( براى ديگران بگوئى ) على عليه السّلام ميكشد ناكثين و قاسطين و مارقين را « 1 » . پس ( چون سخن بدينجا رسانيد عبد الله بن عباس ) آن مرد حمصى گفت مرا كاملا روشن نمودى و بحقيقت مطلع و آگاه ساختى ( و معلوم شد كه ما مردم شام در اثر تبليغات سوء ديكتاتورى معاويه و درباريانش گمراه بوده‌ايم و ليكن من ) اى عبد الله شهادت مىدهم كه على بن ابى طالب مولاى و امام و پيشواى من و هر مسلمان است .
هامش
« 1 » ناكثين : عهدشكنان و آنها بودند كه با على عليه السّلام در مدينه بيعت نمودند و در بصره بيعت را شكستند و جنگ جمل را به پا نمودند . قاسطين : منحرفين از حق و آنها معاويه و همراهان او بودند كه جنگ صفين را به پا نمودند ، و معاويه سال دهم هجرت خود را ناچار ديد و مسلمان شد و بواسطه وساطت عباس عموى پيغمبر ، رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله او را كاتب بعضى از مراسلات عادى نمود . مارقين متجاوزين از حدّ حق و آنها خوارج نهروانند كه على را كافر ميدانند و ابن ملجم را مرد مسلمان با ايمان و پاك ميدانند . و شيخ صدوق ( ره ) در من لا يحضر و امالى به دو سند روايت نموده كه : ناكثين و قاسطين و مارقين از زبان پيغمبر لعنت شده‌اند و هر كس افترا ببندد زيانكار است .