تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إرشاد القلوب (فارسى) — صفحة 129

مساهمون:

ص١٢٩
گفت ديدم امام زين العابدين عليه السّلام را هنگامى كه رسيدند بقبرستان گريه سختى نمودند و فرمودند : آه چگونه ضايع كردم عمر خود را در غير طاعت خداوند و عبادت او را به آنچه كه سزاوار بود نكردم تا اينكه نجات يابم از عذاب او و فائز شوم بدرجات عاليه . ( چنين گويد مترجم البته مراد آن حضرت براى توجه مردم است بعبادت و اطاعت پروردگار و إلّا آن حضرت سيد العابدين است و ترك نفرمود ابدا عبادات مستحبه را تا چه رسد بواجب ) و گفتار آن حضرت در تفسير اين آيه است كه ميفرمايد :
حَتَّى إِذا جاءَ أَحَدَهُمُ الْمَوْتُ قالَ رَبِّ ارْجِعُونِ لَعَلِّي أَعْمَلُ صالِحاً فِيما تَرَكْتُ
« 1 » هر گاه يكى از آنها را مرگ فرا رسد خواهد گفت خدايا مرا به دنيا باز گردان تا شايد بتدارك گذشته عمل صالح بجا آورم و صدقه دهم آنچه را كه به ارث گذاشتم و تلافى نمايم آنچه را كه ضايع كردم . پس ملك الموت گويد :
كَلَّا إِنَّها كَلِمَةٌ هُوَ قائِلُها
- آرى اين گونه سخنان را ميگويد چون مشاهده نموده سكرات مرگ و سختى و تلخى آن را و ميگويد براى ترس و هول عذاب قبر و سؤال نكير و منكر ، و اگر هم باز گردد معصيت مينمايد چنان كه ميفرمايد :
وَ لَوْ رُدُّوا لَعادُوا لِما نُهُوا عَنْهُ وَ إِنَّهُمْ لَكاذِبُونَ
« 2 » دروغ ميگويند اگر باز به دنيا برگردند گناه خواهند كرد هم چنان كه ميكردند و بخل ميورزند از صدقه دادن و گرسنگان را
هامش
( 1 ) . 98 - المؤمنون ( 2 ) . 28 - الانعام
إرشاد القلوب (فارسى) — صفحة 129 | الحسن بن محمد الديلمي / سيد هداية الله مسترحمى اصفهانى