امر فرمايد قبض كند روح جبرائيل و ميكائيل و اسرافيل را ، سپس فرمايد چه كسى باقى مانده ( و حال آنكه خودش ميداند ) ملك الموت گويد بندهء ضعيف مسكين تو عزرائيل ، خطاب رسد بمير اى ملك الموت ، پس ملك الموت صيحه زند كه اگر اين صيحه را مردم پيش از مردن مىشنيدند همه ميمردند و تلخى مرگ در دهانش پيدا شود و گويد اگر ميدانستم در قبض ارواح چنين سخت و تلخست هر آينه مهربانى و مدارا ميكردم بمؤمنين .
پس زمانى كه ديگر هيچ كس نباشد خداى تعالى فرمايد : اى دنيا كجايند پادشاهان و فرزندانشان ، و كجايند ظلمكنندگان و متكبران ؟
و كجايند كسانى كه اموال جمع نمودند و حقوق واجبهء آن را ادا ننمودند ؟
سپس فرمايد : لمن الملك اليوم ، پادشاهى در اين روز براى كيست ؟ چون كسى نباشد كه جواب گويد ، پس خود فرمايد : للَّه الواحد القهّار - براى خداى قادر قاهر .
پس آسمانها را درهم پيچد و ستارگان را بهم كوبد و كوهها را متلاشى سازد ، و بدل كند اين زمين را بزمينى كه در آن معصيت نشده باشد و بنا حق خونى ريخته نشده باشد و گشاده باشد و كوه و بلندى و گياهى در آن نباشد چنان كه روز اول پهن بود ، و همچنين آسمانها را تبديل نمايد چنان كه مىفرمايد :
يَوْمَ تُبَدَّلُ الْأَرْضُ غَيْرَ الْأَرْضِ وَ السَّماواتُ وَ بَرَزُوا لِلَّهِ الْواحِدِ الْقَهَّارِ
« 1 » روزى كه بامر خداوند تبديل شود اين زمين به زمين ديگر و هم آسمانها را دگرگون سازد تمام خلق در پيشگاه خداى يكتاى قادر قاهر حاضر شوند .
و باز قرار ميدهد بقدرت كاملهء خود عرش را بر روى آب همچنان كه
هامش
( 1 ) . 47 - ابراهيم