و ديگرى گفته :
يا أيّها المطلق آماله * من دون آمالك آجال
كم أبلت الدنيا و كم جددّت * فينا و كم تبلى و تغتال
اى كسى كه آمال و آرزو دارى بدان بعد از آمال مرگست چه بسيارى از مردم بودند به دنيا رسيدند و گرفتار شدند و آخر هلاك گرديده و مردند در زمان ما ، و چه بسيارى از مردم كه بعد از ما گرفتار و هلاك و فرمود حضرت امام حسين عليه السّلام اى پسر آدم جز اين نيست كه تو مانند روزگارى هر چه برود قسمتى از تو كم ميگردد .
بيكى از بزرگان گفتند چگونه صبح نمودى ؟ گفت صبح نمودم در حالى كه غافل از مرگ بودم با گناهانى كه فرا گرفته است مرا و أجلى كه ميشتابيد بسوى من و نميدانم بر چه مشقتى خواهم افتاد و كيست كه حال او بدتر از من باشد و خطرش بيشتر باشد سپس گريهء سختى نمود .
و داخل شد ابو العتاهيه شاعر بر ابو نواس در آن مرضى كه از دنيا رفت ، گفت چگونه مىبينى خود را ؟ ابو نواس با اين اشعار جواب داد :
دبّ في الفنى سفلا و علوا * و أرانى أموت عضوا فعضوا
ذهبت جدّتى بطاعة نفسى * فتذّكرت طاعة اللَّه نضوا
ليس من ساعة مضت بى إلّا * نقصتنى بمرّها لى جزءا
قد أسأت كل الاسائة فاللّهمّ * صفحا عنّا و عفوا عفوا
بيمارى چنان در من اثر كرده كه ( تمامى قوا و جوارح بدن ) مرا ضعيف نموده از پائين و بالا و مىبينم كه ميميرم عضوى بعد از عضوى ( كه روح از عضو عضو بدن من خارج مىشود ) ، رفت كوشش ( و جوانى ) من در