و ديگرى گفته :
إذا كانت السّتون عمرك لم يكن * لدائك إلّا أن تموت طبيب
و إنّ امرء قد عاش ستّين حجّة * إلى منهل ورده لقريب
إذا ذهب القرن الذى أنت فيهم * و خلّفت في قرن فأنت غريب
اگر عمر تو به شصت سال رسيد براى دردت طبيبى نيست جز آنكه بميرى ، و اگر مردى شصت سال عمر نمود نزديكست كه بخوابگاه أبدى وارد شود ، و اگر آن قرنى كه تو در آن زندگى ميكنى گذشت و داخل قرن ديگر شدى كه عمر تو از شصت سال تجاوز كرد خود را غريب بدان كه هر آن انتظار رفتن داشته باش .
و روايت شده در تفسير آيهء :
إِنَّما نَعُدُّ لَهُمْ عَدًّا
« 1 » شماره ميكنيم براى ايشان شمردنى ، يعنى نفسهائى كه زده و سخنهائى كه گفته ضرر و زيانش را مىبيند اگر در اطاعت خدا صرف نكرده باشد .
و گفتهاند بعضى : عمر كوتاهست و راه سفر دور پس مشغول باصلاح خود باش و باندازهء طول سفر زاد و توشه مهيا كن و از اندوختههاى خويش نفعى بگير ، و پيش فرست از دنيا براى آخرت قبل از آنكه باضطراب در آئى و از تو حساب بخواهند و حال آنكه ديگران از ثروت تو لذت مىبرند و استفاده ميكنند . چنان كه شاعر ميگويد :
لهفى على عمر ضيّعت أوّله * و غال آخره الاسقام و الهرم
كم أقرع السنّ عند الموت من ندم * و أين يبلغ قرع السنّ و النّدم
هلا انتهيت و وجه العمر مقتبل * و النفس في جدّة و العزم مختزم
هامش
( 1 ) . 88 - مريم