نقاش سفارتخانه پردهء قشنگى بيادگار اولين شرفيابى ما بحضور اعليحضرت ساخته بود ، من پردهء او را بميرزا عبدالوهاب وزير تقديم داشتم ، او نيز پرده را به اعليحضرت نشان داد ، ايشانهم خواستند پردهاى از خودشان ساخته شود ، اين بود كه نقاش ما را بحضور طلبيده دو صورتى را كه بنظرشان خوب آمده بود به او نشان دادند و فرمودند ميخواهم چنين پردهاى از من بسازى ، تقصيرى هم نداشتند چه در ساختن شمايلشان خيلى اغراق بخرج داده بودند .
اعليحضرت پادشاه ايران نيز در واقع رفتار خارج از نزاكتى كردند بدين معنى كه بتخت جلوس نموده نقاش را فرمودند « دو صورت مرا به اين شكل بساز كه يكى را نگاهداشته ديگرى را باروپا بفرستم » . نقاش ما اولين كسى بود كه شاه را به اين نزديكى ديده و در حضورش نشسته بود .
اعليحضرت خواستند عمليات سربازان ما را ببينند . پس از نمايش عمليات و لباس ايشان خيلى طرف تمجيدشان واقع گرديد و همه را انعام داده مرخص فرمودند .
يكروز اعليحضرت بعزم شكار سوار شده آجودان خود را فرمودند كه اشياء نفيسه قصر سلطنتى را بما ارائه دهد . پس از صرف شربت و استماع ساز ايرانى بدوا بتماشاى تخت سلطنتى كه از طلا ساخته شده و با حجار كريمهء گرانبها مزين است پرداختيم . فرش و متكاى مرواريددوزى و غليان سلطنتى را كه به الماس مزين شده بر آن نهاده بودند . چهار كارد بما نشان دادند كه دستهء يكى از آنها از يك زمرد يك پارچه ساخته شده بود همچنين دو شمشير و يك كمربند كه از الماس پوشيده شده بود .
يك رشته گردنبند مرواريد مشاهده كردم كه از حيث درشتى و غلطانى فوقالعاده به نظر ميرسيد . گردنبندهاى ديگرى هم بود كه اين اهميت را نداشت . سپرى كه قبلا شرح آن گذشت با يك سنجاق الماس و سه دست لباس مزين بالماس و مرواريد در
مسافرت به ايران بمعيت سفير كبير روسيه در سال 1817 م ( فارسى ) — صفحة 198
مساهمون: محمود هدايت
ص١٩٨