چند روز بعد اعليحضرت مجلس آتشبازىاى براى ما ترتيب دادند ، از ساعت چهار تمام افواج بدور قصر جمع شدند ، توپهاى كوچك را بجاى آنكه بر پشت شتر حمل كنند خود توپچيان آوردند . موزيك ما را هم كه شرحش خدمت اعليحضرت عرض شده بود طلبيدند ، ما كه در خدمت سفير رفتيم موزيك در تالار سلام بود . همه در خارج ايستاديم ، موزيك ما و ايرانيان با آهنگهاى مختلف مترنم و چند پسر بچه برقص مشغول بودند . دو بند بازيرا كه قبلا شرح دادهام نمودار شده روى طناب نمايشات عجيبى دادند .
آتشبازيها را در محوطهء چهارگوشى حاضر چيده بودند ، در وسط صورت رستم ، دو فيل ، چند هرم ، اشجار ميوهدار ، آبشار ، آفتابمهتاب و خمپاره و در چهار گوشهء آن توپهاى كوچكى براى سروصدا نهاده بودند ، در وسط دسته گلى از موشك و فشفشه قرار داشت . اعليحضرت از موزيك ما تعريف و تمجيد زيادى كردند ، سپس بحرم تشريف برده پذيرائى ما را بعهدهء صدراعظم و آجودان خود محول فرمودند .
دم بدم چاى و ميوه و غليان مىآوردند ، موزيك ايرانى مترنم و رقاصها برقص اشتغال داشتند . اين قضايا تا شب طول كشيد ، دفعة دستهگل موشك را كه اعلان شروع آتشبازى بود آتش زدند و چند تير توپ خالى كردند ، همه مشغول تماشاى آتشبازى شديم . ايرانيان از اينكه آتش بازيها را بفاصله آتش ميزدند خرسند نبودند چه ميخواستند يك دفعه آتش بزنند ، قسمت اول آتش بازيها با صداى مهيب توپها در رفت و حقيقة منظرهء قشنگى داشت متأسفانه طولانى نبود . هوا از آتشبازيهاى گوناگون مستور و زمين زير پاى لرزان بود . ميليونها آتشفشان مصنوعى به آسمان رفته در نهايت قشنگى به زمين ميريخت .
مسافرت به ايران بمعيت سفير كبير روسيه در سال 1817 م ( فارسى ) — صفحة 196
مساهمون: محمود هدايت
ص١٩٦