تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مسافرت به ايران بمعيت سفير كبير روسيه در سال 1817 م ( فارسى ) — صفحة 175

مساهمون:

ص١٧٥
مسيو نگرى مستشار سفارت اين نطق را به زبان تركى كه خوش‌آيند شاه بود و خيلى هم خوب آن را مىدانست شفاها ترجمه كرد . « 1 » اعليحضرت بسفير امر فرمودند كه مقابل تخت روى صندلى بنشيند . اين افتخارى است كه تا حال هيچيك از اروپائيان بدان نائل نگشته‌اند ، بعلاوه اولين دفعه‌اى بود كه ما با چكمه شرفياب شده بوديم . همين كه يك ربع در چادر اول معطل شديم آجودان دوم پادشاه آمده ما را بحضور برد . بدوا از پردهء تجير كه بر آن اژدهاى مهيبى منقوش بود گذشته وارد حياط اول شديم . دورتادور آن ايرانيان و اكراد مسلح ايستاده بودند . قراولان و مستحفظين مدخل حياط دوم را گرفته بودند . مأمورين ديگرى نزديك در با چماق نقره قرار داشتند . چون وارد حياط دوم كه چادر شاه در آن بود شديم دفعة به نظر رسيد عده‌اى نظامى در آن است ولى بعد ديديم اين نظاميان حقيقى نبوده بلكه عبارت از اشكاليست كه بر تجيرها منقوش است . فقط عدهء معدودى از رجال و مأمورين عالىرتبه در دو صف با گرماى فوق‌العادهء آفتاب ايستاده بودند . از در ورود تا چادر بيش از صد قدم نبود ، در ثلث راه آجودان شاه ايستاده كفش خود را درآورد و تعظيم كرد ، ( ما هيچ جا بسرمشق او عمل نكرديم مگر دفعهء اخير ) . در انتهاى راه پس از تعظيم اين كلمات را بعرض شاه رسانيد : « اعضاى سفارت روس تمناى شرفيابى بخاكپاى مبارك اعليحضرت همايونى و انتظار اوامر مطاع را دارند . » اعليحضرت بطمأنينه رو بما كرد فرمودند خوش گلدون ، خوش‌گلدون ، ( خوش آمديد ) ما هم كلاه را برداشته داخل چادر شديم . سفيركبير برخاسته تمنى كرد كه شخصا ما را معرفى كند ، اعليحضرت اجازه فرمودند - سپس احوال‌پرسى كرده فرمودند كه درين سفر بما چگونه گذشته . هر يك از ما را كه اسم مىبردند به حركت سرتفقدى فرموده مىفرمودند خوش‌گلدون . چون نوبت به من رسيد سفير عرض كرد . اين جوانيست كه دور عالم را گردش
هامش
( 1 ) فتحعليشاه اصلا تركمن است .
مسافرت به ايران بمعيت سفير كبير روسيه در سال 1817 م ( فارسى ) — صفحة 175 | محمود هدايت / موريتس دو كوتز بوئه