شده قابل هيچ نوع زندگانى اجتماعى نيستند .
سفيركبير هم بنوبهء خود گردشى تا سلطانيه كرد و در مراجعت همان شب از ميرزا عبدالوهاب دعوتى در هواى آزاد نمود ، دستهء موزيك بمقامهاى مختلفه مترنم بود و بسلامتى اعليحضرت بسبك اروپا جرعهاى نوش كرديم ، از وجد و نشاط ما وزير فوقالعاده خرسند بود چه مرديست بسيار خوشمشرب و از اجله شعراى ملت خود بشمار ميآيد . چون ايرانيان بداشتن ذوق ادبى خيلى اهميت ميدهند همين كه سفيركبير به او گفت پدر من اگوست دوكوتز بوئه از مشاهير نويسندگان اروپاست جواب داد پس مثل من آدميست .
مسافرت به ايران بمعيت سفير كبير روسيه در سال 1817 م ( فارسى ) — صفحة 153
مساهمون: محمود هدايت
ص١٥٣