فاصله نداشت ، بطوريكه مخدرات محبوسه در برج سابقالذكر به خوبى ميتوانستند ما را در حياط و جلو پنجرهها ببينند .
پس از آنكه ژنرال از پذيرائى اعيان و رجال شهر كه بديدن او ميآمدند خلاص شد بملاقات شاهزادهء عبداللّه ميرزا رفت . شاهزاده نه تنها براى ژنرال بلكه براى همراهانش نيز صندلى حاضر كرده بود . عبداللّه ميرزا از پسران سلطان فعلى و سنش در حدود بيست و چهار سال است ، بعباس ميرزا خيلى شباهت دارد و از تعريف و تحسين او فروگذار نميكند ، ظاهرا خيلى با او دوستى و صميمت دارد و براى خوشآيند او دو با تايون قشون منظم ترتيب داده و سربازخانهء قشنگ صحيحى هم نزديك قصر خود براى آنان بنا نهاده است .
مسافرت به ايران بمعيت سفير كبير روسيه در سال 1817 م ( فارسى ) — صفحة 145
مساهمون: محمود هدايت
ص١٤٥