تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مسافرت به ايران بمعيت سفير كبير روسيه در سال 1817 م ( فارسى ) — صفحة 148

مساهمون:

ص١٤٨
چون قرار بود كه چندين روز در زنجان بمانيم موقع را غنيمت شمرده بتماشاى بازار كه در نهايت فقر و كثافت بود رفتم . در تمام دكاكين مقدار زيادى فيروزه ديده مىشود ولى با اينكه اين سنگ محصول خاك ايرانست در روسيه ارزانتر ميتوان آن را تحصيل نمود . استخراج اين سنگ در دنياى امروز منحصر به دو معدن ايرانست كه يكى از آنها اخيرا كشف شده و فيروزهء آن متوسط است ، معدن ديگر كه ملكيت آن بشاه اختصاص دارد در خراسان واقعشده كه متأسفانه فعلا در انقلاب است . ميوه در بازار زياد بود ولى اغلب كال است فقط بهترين گلابيها را در آنجا يافتم . عبد اللّه ميرزا كه دو نفر از كودكانش ناخوش بودند از دكتر مولر تقاضا كرد آنان را معاينه كند ، همه حسرت موقعيت طبيب سفارت را داشتيم كه بسعادت ورود در حرمسراى ايرانى كه پر از زنان زيباست نائل مىشود ، ولى نتوانست بيش از ما چيزى ببيند چه دفعهء اول اطفال را با خواجه‌اى نزدوى فرستادند ، ولى باندازه‌اى فرياد كرده بودند كه گوئى ميخواهند جانشان را بگيرند ، دكتر هم بدون اينكه بتواند معاينه كرده دستورى دهد به منزل مراجعت كرد ، دفعهء ثانى مادر و دايه همراه بچه‌ها بودند ولى ببينيد كه حسادت مشرق تا چه حد است كه بين دكتر و زنان پردهء ضخيمى كشيده و بچه‌ها را از آنطرف پرده نزد دكتر فرستادند - تمام سعادتش اين بود كه از لاى پرده بهترين دست و قشنگترين پاى عالم را مشاهده كرده بود . دستهء موزيك ما شبها مترنم ميشد و تمام اهالى شهر را بحياط ما مىكشيد ، پشت پنجره‌ها وارسىهاى حرم نيز تماشاچى جمع ميشد ، ولى پنجره‌هاى چوبى لعنتى و ايوانهاى بلند ايشانرا از نظر ما مخفى ميداشت ، فقط دلم ميخواست اين زنان ما را درست نديده باشند و الا اعتقادشان نسبت بقشنگى اروپائيان سست مىشود