كه دستورات ما فوق خود را بىكموكاست اطاعت كند « 1 » . چنانچه فرمان مبهم بود مىبايست نظر فرمانروا خواسته شود « 2 » . نيروى فوق العادهء سپاهيان مغول از جمله معلول همين انضباط بود . سرداران و پسران فرمانروا و نيز شاهزادگان ديگر موظف بودند ، كه دربارهء نحوهء اجراى وظايفى كه به آنان محول شده بود ، گزارشى دهند « 3 » . انتصاب آنان معمولا از جملهء اختيارات شخص فرمانروا و يا خان قبيله بود . تنها در موارد استثنائى سرداران مجاز بودند ، كه فرماندهان زيردست خود را شخصا انتخاب كنند « 4 » .
سرداران در صورت شكست معمولا مجازات مىشدند و حتى گاهگاه به قتل مىرسيدند . چنانچه آنان واحدهاى خود را ترك مىكردند و يا از ميدان كارزار مىگريختند ، نيز مستوجب مرگ بودند « 5 » . عدم اطاعت از فرمان احضار ، در نخستين و دومين بار با سى تا هفتاد ضربه چوب و در سومين بار با سى و هفت ضربه چوب و تبعيد مجازات مىشد « 6 » .
قسمت اعظم سپاهيان مغول سواركار بودند ( مريتوچريك ) « 7 » . باتوجه به جغرافياى طبيعى وطن مغولان و مسافتهاى طولانى ، اسب وسيلهء بسيار ضرورى براى نقل مكان بود . جنگجويان حتى در دورانهاى بعد نيز ناگزير بودند خود از اسبشان نگاهدارى كنند . تنها در صورتى كه در هنگام تجهيز و يا در حين جنگ اسب خود را گم مىكردند ، اسب تازه به آنان داده مىشد « 8 » . در نبردهاى چنگيز خان ، كه زنان نيز در آن شركت داشتند ، تقريبا تمام سپاهيان مغول سواركار بودهاند .
واحدهاى پياده ( يبوغان چريك ) « 9 » را اسراى جنگى تشكيل مىدادند ، كه از
هامش
( 1 ) - ميرخواند / يوبرت 107 ؛ ميرخواند / لانگله 223 ص ب ؛Vladimircov , Obsc . stroj 104 , 118 f . ; Ricoldus 115( 2 ) - ميرخواند / لانگله 224 .
( 3 ) - جوينى ج 1 : 111 .
( 4 ) -Vladimircov , Obsc . stroj 107 f .( 5 ) - جوينى ج 1 : 24 ؛J . P . Carpini / Wyngaert 77؛ عمرى / كاترمر 244 ؛ ميرخواند / لانگله 224 ص ب ؛Vladimircov , Obsc . stroj . 116 f .( 6 ) -Uan - ts au pi - si / Palladius 111( 7 ) -Chara Davan 73( 8 ) - وصاف / بمبئى 413 .
( 9 ) - ر ك : مفضل ج 3 : 12 .