تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ مغول در ايران ( فارسى ) — صفحة 302

مساهمون:

ص٣٠٢
بودند ، كه تمام طلا و نقره‌اى را كه داشتند ، تحويل خزانهء دولت دهند . مجازات سرپيچى از اين فرمان مرگ بود « 1 » . نمىتوان گفت ، كه هدف اصلى از اين كار افزايش موجودى خزانهء دولت بوده است ، چون در شرايط آن روز ، دربار حتى نمىتوانست مخارجش را وسيلهء سكه‌هاى فلزى بپردازد ، و نيز انحصار تجارت خارجى در دست دولت ، كه الزاما به وجود مىآمد ( چه افراد امكان معامله و پرداخت وجهى را به خارجيان نداشتند ) ، نيز با مشكلات عديده روبرو مىشد . دولت بىترديد مىخواست به اين وسيله پول تازه را به مردم بقبولاند . در نظر بود ، كه در دياربكر و ربيعه ، عراق عرب و عجم ، موصل ، ميافارقين ، آذربايجان ، كرمان ، شيراز و خراسان چاپخانه‌هاى مخصوص ( چاوخانه ) ساخته شود . غازان كه حاكم خراسان بود ، رواج اسكناس را در آن منطقه رد كرد « 2 » . مردم تا آن هنگام چنين پولى را نمىشناختند ، و به اين سبب كشور به زودى دستخوش بحران شديدى شد « 3 » ، و پس از دو ماه اين عمل دولت با شكست قطعى روبرو گرديد . « 4 » چون غازان فرمانروا شد ، خود را ناگزير ديد ، كه به نظام پولى كشور صورت تازه‌اى دهد ، چه علاوه بر بحران وضع مالى مشكل ديگرى نيز وجود داشت ، كه باعث جلوگيرى از رونق بازرگانى بود . از آغاز فرمانروائى مغولان به چند تن از شاهان كشورهاى دست‌نشانده حق ضرب سكه داده شده بود ، و به اين سبب انواع مختلف پول در بازار ديده مىشد . از آن گذشته برخى از اين كشورها عيار سكه‌ها را تقليل داده بودند ، به‌طورى كه سكه‌هاى آسياى صغير در اين موقع فقط حاوى بيست درصد نقره بود . و سرانجام كار به جائى رسيد ، كه در اين مسكوكات هيچ نقره يافت نمىشد . غازان در اين شرايط به ناچار حق ضرب سكهء بعضى از كشورها را لغو كرد ، و
هامش
( 1 ) - رشيد الدين / وين 245 ر و چ ؛ وصاف / بمبئى 275 - 271 ؛ ميرخواند ج 5 : 110 ص ب ؛ خواندمير ج 3 : 47 ص ب . ( 2 ) - وصاف / بمبئى 272 ؛ ميرخواند ج 5 : 110 ص ب . ( 3 ) -Jahn 336 - 339( 4 ) -Bar Hebraeus 583 f .