دستگاه كشورى ايران و ممالك تابعه
دوران قاآنها
در زمان لشكركشىهاى چنگيز خان نواحى غربى قلمرو مغولان آنچنان آشفته ، و وضع تقسيم قدرت آنقدر مبهم بود ، كه نمىتوان پذيرفت دستگاه واقعى كشورى در اين سرزمينها بنا نهاده شده باشد . توجه او منحصرا معطوف به مغولان يعنى رعاياى مستقيمش بود ، و تكاليفى كه به عهدهء فرزندانش محول مىكرد « 1 » ، رويهمرفته شامل زندگى مغولان مىگرديد و نيز اينكه چنگيز خان به فرزندان و بستگانش در قلمرو خود ادارهء مناطقى را محول مىكرد « 2 » ، بيشتر به خاطر آن بود ، كه آنان را سرگرم امور عالى دولت كرده باشد ، تا آنكه آسايش و منافع رعايا را در نظر بگيرد « 3 » . در ايران نمايندگان قدرت عاليهء دولت ، حكام بودند ، كه مسئوليت ادارهء ايالتى را به عهده داشتند ، و شحنهها « 4 » ، كه به فرماندهى شهرها گمارده مىشدند ؛ به موازات آنان باسقاقان مأمور جمعآورى ماليات بودند . اميران سپاه گاهگاه به باسقاقى گمارده مىشدند « 5 » . موقعيت و وظائف آنان
هامش
( 1 ) - ر ك : ميرخواند ج 5 : 19 .
( 2 ) - ر ك : رشيد الدين / برزينa130 ،b168 ،d9 ص ب : 112 ص ب : رشيد الدين / بلوشه ج 2 : 3 ، 131 ؛ ابو الفرج 395 ص ب ؛ ميرخواند ج 5 : 20 .
( 3 ) -Blochet , Intr . 78 ; Barthold , Turk . 461( 4 ) - رشيد الدين / بلوشه ج 2 : 275 ؛ ميرخواند / يوبرت 117 ، 131 ، 158 ؛W . v . Rubruck / Wyngaert 326( 5 ) - ر ك :
ميرخواند / يوبرت 148 .