معنى كه در شرايط عادى پسر جانشين پدر مىشد . تمام پسرانى كه مادران همپايه داشتند ، از حقوق متساوى برخوردار بودند . اين تساوى حقوق گاهگاه ايجاد اشكال مىكرد و نيز وجود نوهاى كه پدرش يعنى بزرگترين پسر فرمانروا پيش از خود او مرده بود ، مزيد بر علت مىشد . در دورانهاى بعد چنگيز خان را ، كه حقوق باتو پسر توشى بزرگترين فرزندش را به رسميت شناخت ، سرمشق قرار دادند و اين نوادگان از حقوق مساوى برخوردار بودند ، و گاهگاه در هنگام انتخاب فرمانروا به عم خود تفوق مىيافتند .
بدينگونه است ، كه چنگيز خان با موافقت جغتاى نوادهء او قراهلاكو را ، بدون توجه به قرااغل « 1 » فرزند جغتاى ، به فرمانروائى گمارد . و اوكتاى نيز نوادهاش سيرامون « 2 » را به جانشينى خود توصيه كرد و نيز به همين گونه است ، كه پس از مرگ قوبيلاى در سال 1294 م . نوادهاش تيمور جانشين او شد « 3 » .
مقررات مشخصى براى تعيين جانشين فرمانروا وجود نداشت . اينكه احمد در برابر برادرزادهاش ارغون ادعا مىكرد ، كه بزرگترين پسر هلاكو ( البته منظور زندههاست ) بيش از ديگران حق جانشينى وى را دارد ، استنباطى نارواست « 4 » . اين نوع استدلال بهخصوص در مورد احمد كاملا بىمعنى بود . اما منكو نيز ، كه به شيوهء متداول در رسيدن ارث به فرزند كوچكتر استناد مىكرد و آن را در مورد جانشينى سلطنت نيز معتبر مىدانست ، در اشتباه بود . او مىخواست بدينوسيله ثابت كند كه پدرش تولى ، كوچكترين فرزند چنگيز خان ، بيش از ديگران حق جانشينى خان مغول را داشته است ، بىتوجه به اينكه منكو خود بزرگترين پسر تولى بود . براى تعيين فرمانروا در ميان اعقاب چنگيز خان « يعنى از خاندان زرين » ( آلتون ارغ ) دو امكان وجود داشت :
انتصاب بهوسيلهء فرمانرواى پيشين ، به شرطى كه پس از مرگ او اين انتصاب را به رسميت
هامش
( 1 ) - جوينى ج 1 : 210 .
( 2 ) - جوينى ج 1 : 206 ؛ رشيد الدين / بلوشه 2 : 134 ؛Mailla IX 247( 3 ) - رشيد الدين / بلوشه ج 2 : 589 ص ب .
( 4 ) - مقريزى / كاترمر ج 2 : 1 ، 159 .