داد . در زمان سلطنت هلاكو جادوگرى هنوز هم اهميت داشت ، و شمنها توانستند در كنار روحانيون بودائى كه از شمال چين آمده بودند ، نفوذ خود را حفظ كنند ، اگرچه گاهگاه ميان آنان اختلافاتى رو مىداد « 1 » . در دوران زمامدارى همين ايلخان بود ، كه شمن دربار را كشتند ، چون معلوم شد كه او با جادوگران خان دشت قپچاق روابطى داشت و مىخواسته است وسائل نابودى ايلخان را فراهم آورد « 2 » . اباقا به سال 678 ه . ق .
يكى از ساحران براق را كه نزد وى پناهنده شده بود ، به گرمى پذيرفت « 3 » ؛ و چون در زمان ارغون دين بودا در ميان مغولان رونق فراوان يافت ، آئين شمنى كاملا محو شد .
اما عامل اصلى اين تغييرات را بايد توجه هلاكو به دين بودا دانست ، كه همزمان با بنيانگذارى قلمرو ايلخانان بود . وضع دين بودا در ايران در دورهء مغولها يكى از مبهمترين و تاريكترين مباحث اين زمان است . منابع تاريخى آن زمان نيز در اين ابهام مقصر هستند . مورخين مسيحى ، كه بيشتر از ارمنستان هستند ، چنانچه به بررسى دين فرمانروايان مغول مىپرداختند ، به اين نتيجه مىرسيدند ، كه رفتار آنان در برابر مسيحيت بيشتر معلول عوامل سياسى است ، و اين واقعيت آنها را نااميد مىكرد . براى مورخين مسلمان نيز توصيف اينكه در سرزمين مسلمانان دين بودا ، دهها سال تا آن اندازه قدرت داشت ، بسيار دردناك بوده است و به اين سبب اغلب مورخان مسلمان در اينباره سكوت كردهاند . از آنجائى كه تحولات بعدى نشان داد ، كه دوران تفوق دين بودا زودگذر بوده است ، مورخين براى تشريح آن چندان اهميتى قائل نشدهاند .
منابع بودائى نيز ، كه ممكن بود اطلاعات زياد و بسيار ارزندهاى به دست دهد ، موجود نيست ، و به اين سبب ما هيچگونه تصورى از فرقههاى گوناگون دين بودا در ايران
هامش
( 1 ) - دربارهء وضع معابد بودائى در قراقورم ر ك :Waley 28 , 29 , 31 f .( 2 ) - مفضل ج 1 :
445 ص ب .
( 3 ) - رشيد الدين / كاترمر ج 1 : 267 .