وضع مذهب در دورهء ايلخانان
چنگيز خان « 1 » و اوكتاى تا پايان عمرشان شمنى ماندند ، بىآنكه علاقهاى درونى به اديان ديگر داشته باشند . ناگفته نماند ، كه چنگيز خان ميل داشت از كيفيت اين اديان مطلع شود و براى اين منظور مجالس بحثى تشكيل مىداد « 2 » . چنگيز خان را ، آنطور كه گاهگاه به غلط گفته شده است ، نمىتوان بىدين دانست « 3 » .
كيوك را كه نسبت به مسيحيت ابراز علاقه مىكرد ، ديگر نمىتوان يك شمنى اصيل دانست ، اگرچه وى همچون منكو ظاهرا شمنها را مشاورين روحانى اصلى خود مىدانست . اما كشيشان مسيحى نيز در كنار او بودند « 4 » . منكو ظاهرا نسبت به دين واحدى علاقهء فراوان ابراز نمىداشته ، و با رفتار خود تغيير دين را براى برادرش آسان كرده است . اما از هنگامى كه قوبيلاى دين بودا را پذيرفت ، و برادرش هلاكو نسبت به اين دين تمايل فراوان ابراز داشت - تا حدودى مىتوان گفت ، كه او پيرو دين بودا بوده است - دين شمنى ديكر نتوانست نقش دين رسمى را داشته باشد . اما نبايد پنداشت ، كه جهانبينىهاى دينى كهن از اين موقع نيروى خود را در ميان مغولان كاملا از دست -
هامش
( 1 ) -Uan - ts au Pi - si / Palladius 122 f .( 2 ) -Bar Hebraeus 412 f .( 3 ) - از جمله ميرخواند / لانگله 221 .
( 4 ) -Huth II 136 - . J . P . Carpini / Wyngaert 43به حق مىنويسد كه منكو بهخصوص قوبيلاى نسبت به دين بودا علاقمند بودهاند .