تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ مغول در ايران ( فارسى ) — صفحة 175

مساهمون:

ص١٧٥
نشان‌ها و اسناد خود اين كلمات را مىنوشتند « منگوتنگرى كوچوندور » يعنى « به خواستهء خداوند جاويد » « 1 » و اين جمله نيز كه « آسمان را يك خدا و زمين را يك فرمانروا شايسته است » بر پايهء همين عقيده استوار است . اين جمله در دهه‌هاى نخست هجوم مغولان نيروى معنوى بزرگى داشته است « 2 » . صور عبادت نيز بسيار ساده بود « 3 » . آنان خورشيد به‌خصوص خورشيد طالع « 4 » ، ماه « 5 » و دگرگونىهاى مختلف آسمان را ستايش مىكردند ، و تصور اژدهائى در اين جريان نقش بسيار مهمى را به عهده داشت « 6 » . پرستش خورشيد مغولان را متوجه جنوب مىكرد « 7 » . آنان در هنگام خسوف و كسوف طبلها را به صدا درمىآوردند ، تا نيروهاى شيطانى را تارومار كنند . آنان هم‌چنين زمين را به‌عنوان مادر همهء موجودات تعظيم و تكريم مىكردند « 8 » . مغولان براى پرستش خورشيد ، به سمت جنوب سه بار به حالت ركوع درمىآمدند ، و در عين حال انگشت‌هاى ميانه را به كف دست مىچسباندند ، و سق مىزدند « 9 » . آنان به مناسبت‌هاى مختلف نوشابه‌هاى گوناگون را نثار خدايان مىكردند ، به اين ترتيب كه ظرف‌هاى مملو از نوشابه را با اداى « ورد » به هوا پرتاب مىكردند . « 10 » سوگند آنان در هنگام عقد قرارداد به اين ترتيب بود : از ظرفى كه گاه‌گاه سكه‌اى زرين در آن قرار داشت ، خون مىآشاميدند « 11 » . مغولان موظف بودند ، چنانچه به يكى از هم‌قسمان و يا
هامش
( 1 ) -Kartlis chovreba I 344( 2 ) -Ricoldus 115 ; Rubruck / Wyngaert 294؛Blochet , Introduction 185( 3 ) - دربارهء كيفيت آداب مذهبى هنگام انتخاب و جلوس فرمانرواى جديد ر ك : مبحث انتخاب فرمانروايان در اين كتاب . ( 4 ) - ابن اثير ج 12 : 235 ؛ ميرخواند / يوبرت 107 ؛Peter von Russland in Lyon , Annales de Burton 213 .. -Banzarov 6 - 13 ; Kartlis chovreba I 361( 5 ) -Johann Plano Carpini / Wyngaert 41( 6 ) -Banzarov 15 f .( 7 ) -Uan - tsau Pi - si / Palladius 83 , 203 ; Johann Plano Carpini / Wyngaert 38 f .( 8 ) -Banzarov 16 ff .( 9 ) -Kartlis chovreba I 343( 10 ) -Marco - Polo / Lemke 177 f . ; J . P . Carpini / Wyngaert 38 f .( 11 ) -Kartlis chovreba I 393 , 416. - در مورد براق فرمانرواى ماوراء النهر نيز نقل شده است . ر ك :Ohsson III 249 ; Hammer II 28
تاريخ مغول در ايران ( فارسى ) — صفحة 175 | برتولد اشپولر / محمود ميرآفتاب