تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ مغول در ايران ( فارسى ) — صفحة 158

مساهمون:

ص١٥٨
الدين خوارزمشاه ، كه از هندوستان براى رسيدن به مناطق غربى از كرمان مىگذشت و دختر براق حاجب را به عقد خود درآورده بود ، سلطنت كرد . پس از آنكه جلال - الدين از كرمان دور شد ، براق حاجب مراتب فرمانبردارى خود را به اطلاع چنگيز خان رسانيد ، و از او عنوان قتلغ خان « 1 » گرفت . براق با الناصر خليفه نيز ارتباط داشت ، و خليفه به وى لقب قتلغ سلطان داد « 2 » . وى توانست حملات غياث الدين پير شاه برادر جلال الدين را كه در سال 627 ه . ق . به دست او كشته شد و ميراثش نيز به او رسيد ، دفع كند « 3 » ، و علاء الدوله فرمانرواى يزد را شكست دهد « 4 » . براق بعدها به فرمان اوكتاى به سيستان لشكركشى كرد تا آن ايالت را ضميمهء قلمرو مغولان كند ، و در عين حال نفوذ خود را نيز در آن صفحات توسعه دهد « 5 » . فاتحان مغول باتوجه به خدمات براق حاجب او را گرامى داشتند ، و پسرش در دربار آنان به‌عنوان گروگان روزگار مىگذراند . چون براق حاجب در 20 ذيحجهء 632 مرد ، نخست برادرزاده و دامادش قطب - الدين محمد بن طاينكو ادارهء امور قلمرو وى را به دست گرفت ، اما پس از مدتى كوتاه ركن الدين مبارك خواجه ( يا حجت الحق ) پسر براق از جانب مغولان به جانشينى پدر گمارده شد ، و قاآن طى فرمانى عنوان قتلغ سلطان را كه به پدر وى تعلق داشت ، به او داد . مغولان قطب الدين را كه ناراضى بود ، با عنوان ملازم وزير نزد محمود يلواج فرستادند . هنگام انتخاب كيوك پيشنهاد شد ، كه قطب الدين را به خاطر خدماتش به جاى عموزاده‌اش فرمانرواى كرمان كنند ، اما چينقاى موفق شد ، ترتيبى دهد ، كه او موقتا در سمت خود بماند ، و سرانجام منكو او را فرمانرواى كرمان كرد . مغولان حاكمى را ملازم او كردند « 6 » ، كه براى دريافت ماليات چند تن باسقاق زيرنظر داشت . ركن الدين سرانجام از وطنش گريخت ، و از اتابك لرستان و خليفه يارى طلبيد ، اما
هامش
( 1 ) - مستوفى ج 1 : 528 . ( 2 ) - وصاف / بمبئى 287 . ( 3 ) - وصاف / بمبئى 287 . ( 4 ) - وصاف / بمبئى 287 . ( 5 ) - وصاف / بمبئى 287 ؛ جوينى ج 2 : 214 . ( 6 ) - ر ك :Marco Polo / Lemke 93
تاريخ مغول در ايران ( فارسى ) — صفحة 158 | برتولد اشپولر / محمود ميرآفتاب