تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ مغول در ايران ( فارسى ) — صفحة 144

مساهمون:

ص١٤٤

نظرى به تاريخ حكومتهاى محلى كه تحت نظر و يا در كنار فرمانروائى مغولان در ايران وجود داشته‌اند

منظور از اين مختصر آن نيست ، كه عميقا دربارهء اين موضوع بحث شود ( و به همين جهت نيز به آثار چاپ‌نشده در اين‌باره استناد نخواهيم كرد ) ، بلكه فقط مىخواهيم تاريخچهء مناطقى را كه مغولان پيوسته با آن تماس داشتند ، بيان كنيم ، تا به اين ترتيب تاريخ سياسى و فرهنگى مغولان را بهتر بفهميم . از تاريخ كشور سلجوقيان آسياى صغير گرجستان و ارمنستان صغرى كه در خارج از ايران قرار دارند ، عمدا ذكرى به ميان نمىآوريم ، چه در اين‌باره آثار جداگانه به اندازهء كافى وجود دارد . چنانچه براى فهم مطلب ذكر موضوعى ضرورى باشد ، در جاى خود گفته خواهد شد . همچنين تاريخ ممالك ديگر مغولى ( دشت قپچاق و ماوراء النهر ) را در اين مختصر نمىتوان بيان داشت . از حكومت‌هاى محلى كوچك ، كه تحت نظر فرمانروايان مغول قرار داشتند ، اغلب جز نام شاهان آن را نمىدانيم . اين كشورها هيچ نوع اهميتى نداشتند . منظور ما شيروان « 1 » ، مازندران « 2 » ، ماردين « 3 » و يزد « 4 » است . چون نام فرمانروايان اين كشورها را
هامش
( 1 ) -Zambaur 182( 2 ) -Rabino , Mazandaran 455 - 468 ; Zambaur 188( 3 ) -Zambaur 228. - الملك المظفر قره ارسلان ، كه پدر خود الملك السعيد را كشته و شهر را به مغولان تحويل داده بود ميخواست ، به مصر بگريزد ، اما يكى از سرداران هلاكو كه مراقب وى بود ، جلوگيرى كرد . ( رشيد الدين / كاترمر ج 1 : 378 : مفضل ج 1 : 433 ؛ ميرخواند -