پيامبر ( ص ) پرسيدند : آيا كسى بر شما گذشت ؟ گفتند : آرى ، دحيهء كلبى در حالى كه سوار بر استرى بود و بر آن زين چرمى و قطيفهء استبرق انداخته بود بر ما گذشت ، و به ما دستور داد كه مسلح شويم ، ما اسلحه گرفتيم و صف كشيديم . او به ما گفت : رسول خدا هم همين حالا پيش شما خواهند آمد . حارثة بن نعمان مىگويد : ما در دو صف ايستاده بوديم ، پيامبر ( ص ) خطاب به ما فرمودند : او جبرئيل بوده است ! حارثة بن نعمان گفته است : من در همهء روزگار جبرئيل را دو مرتبه ديدم ، يكى در صورين و ديگرى هنگامى كه از جنگ حنين بر مىگشتيم كه در محل جنازهها او را ديدم .
پيامبر ( ص ) به محل بنى قريظه رسيدند ، و كنار چاه لنا [ 1 ] در پايين سنگلاخهاى بنى قريظه فرود آمدند . على ( ع ) قبلا همراه تنى چند از مهاجران و انصار ، كه ابو قتاده هم همراهشان بود ، به آنجا رسيده بود .
ابن ابى سبره ، از اسيد بن ابى اسيد ، از ابو قتاده برايم نقل كرد كه مىگفت : همين كه ما به محل بنى قريظه رسيديم ، آنها خطر را حتمى دانستند . على ( ع ) پرچم را در پاى حصار ايشان بر افراشت ، و آنها از حصارهاى خود روى به ما كردند و شروع به دشنام دادن به پيامبر ( ص ) و همسران آن حضرت كردند . ما سكوت كرديم و گفتيم : ميان ما و شما شمشير است ! در اين هنگام رسول خدا ( ص ) آمدند . على ( ع ) چون آن حضرت را ديد به من دستور داد كه از پرچم پاسدارى كنم ، و خود پيش پيامبر ( ص ) برگشت ، چون دوست نمىداشت پيامبر دشنام و ناسزاگويى ايشان را بشنود . پيامبر ( ص ) به جانب بنى قريظه حركت فرمود . اسيد بن حضير زودتر از پيامبر ( ص ) خطاب به بنى قريظه گفت : اى دشمنان خدا ، از پاى حصارهاى شما تكان نخواهيم خورد تا همگى از گرسنگى بميريد ، اكنون شما همچون روباه در سوراخ هستيد . آنها در حالى كه ترسيده بودند ، گفتند : اى پسر حضير ما در برابر ، خزرجيان دوستان شماييم . او گفت : ميان من و شما هيچ عهد و پيمانى نيست . پيامبر ( ص ) به حضار نزديك شدند و ما آن حضرت را در برگرفتيم . آن حضرت خطاب به ايشان گفت : اى خوكان و بوزينگان و اى بندگان طاغوتها ، مرا دشنام مىدهيد ؟ آنها گفتند : سوگند به توراتى كه خدا بر موسى فرو فرستاده است ، ما دشنامى نداديم ! برخى از آنها هم مىگفتند : اى ابو القاسم تو كه ناسزاگو نبودى ! آنگاه پيامبر ( ص ) ياران تير انداز خود را پيش آورد .
هامش
[ 1 ] - لنا ، شايد صحيح آن ( انا ) باشد ( سيرهء ابن هشام ، ج 2 ، ص 245 ) . و نام چاهى از چاههاى بنى قريظه است .
( معجم البلدان ، ج 1 ، ص 340 ) .