خرما به شما بفروشيم ، يا اينكه ميهمانتان كنيم ، و در آن هنگام ما چيزى را نمىپرستيديم ، اكنون كه خداوند ما را هدايت و به وجود محمد ( ص ) تأييد فرموده است ، از ما چنين حق و حسابى مىخواهيد و چنين پيمان نامهاى مطالبه مىكنيد ! به خدا قسم اگر احترام رسول خدا ( ص ) نبود ، شما ديگر پيش قوم خود بر نمىگشتيد .
پيامبر ( ص ) هم در حالى كه صداى خود را بلند فرموده بود ، خطاب به آنها فرمود : برگرديد كه ميان ما شمشير حكمفرما خواهد بود .
عيينه و حارث برگشتند و مىگفتند ، به خدا قسم خيال نمىكنيم كه ديگر از قريش هم خيرى ببينيم ، حالا چشمهاى آنها هم باز شد ! هر چند كه حضور ما هم در جنگ خندق به اجبار بود و آنها به زور ما را به اين كار وا داشتند . حالا هم توقف ما در اينجا معنى ندارد ، زيرا قريش همين كه متوجه پيشنهاد ما به محمد ( ص ) بشوند خواهند فهميد كه ما آنها را رها كرده ، و يارى نخواهيم كرد . عيينه گفت : آرى به خدا همين طور است ! حارث گفت : ما با حضور خود در اينجا مقصودمان يارى قريش عليه محمد ( ص ) نبود ، چون اگر قريش بر محمد ( ص ) پيروز شود اميرى و فرماندهى فقط از ايشان خواهد بود ، و به ديگر قبايل عرب سهمى نخواهد رسيد در صورتى كه من كار محمد ( ص ) را پيروز و آشكار مىبينم . به خدا قسم دانشمندان يهود خيبر چنين مىگويند كه در كتابهاى خود ديدهاند ، كه از مكه پيامبرى برانگيخته مىشود كه صفات او منطبق با محمد است . عيينه گفت : قسم به خدا ما نيامديم كه قريش را يارى دهيم ، و بر فرض كه ما محتاج قريش شويم و از آنها يارى بخواهيم ، ما را يارى نخواهد كرد و همراه ما از مكه بيرون نخواهند آمد . اما من طمع داشتم كه خرماى مدينه را بگيريم ، و اين موجب شهرت ما گردد ، و غنيمت و منفعتى هم برده باشيم . بعلاوه ، ما همپيمانان يهودى خود را يارى دهيم ، و در واقع آنها همان بودند كه ما را به اينجا كشاندند . حارث گفت : ولى اكنون اوس و خزرج فقط خواهان شمشيرند ، و به خدا قسم آنان به شدت و حتى اگر فقط يك نفر از ايشان باقى بماند جنگ خواهند كرد ، و مىبينى كه همه جا خشك شده است ، و چهارپايان و مركوبها در شرف نابودى و هلاكند . عيينه گفت : به هر حال مسألهاى نيست .
چون ، آن دو به خانه و جايگاه خود رسيدند ، غطفانىها پيش آنها آمدند ، و گفتند : چه خبر داريد ؟ گفتند : كار تمام نشد ، ما قومى را ديديم كه با بينش روشن و جانفشانى كامل گرد سرور خود هستند ، ما و قريش نابود شدهايم . قريش بدون هيچگونه مذاكرهاى با محمد بر خواهند گشت ، و حرارت و شدت محمد پس از اينكه ما برگرديم متوجه بنى قريظه خواهد شد ، و آنها را محاصره خواهد كرد تا همه تسليم شوند . حارث گفت : مرگ بر يهود باشد ، محمد براى ما
المغازي ( تاريخ جنگهاى پيامبر ص ) ( فارسى ) — صفحة 360
مساهمون: محمود مهدوى دامغانى
ص٣٦٠