تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المغازي ( تاريخ جنگهاى پيامبر ص ) ( فارسى ) — صفحة 632

مساهمون:

ص٦٣٢
تعقيب آنها كردند . ابو سفيان بن حرب ، و حكيم بن حزام فرياد مىكشيدند كه اى گروه قريش ، چرا بيهوده خود را به كشتن مىدهيد ؟ هر كس به خانهء خود پناه ببرد و هر كه سلاح بر زمين بگذارد ، در امان است . مردم به خانه‌هاى خود هجوم آوردند و درها را بستند و اسلحهء خود را در كوچه و بازار ريختند كه مسلمانان آنها را جمع مىكردند . چون پيامبر ( ص ) به دروازهء اذاخر رسيد برق شمشيرها را ديد ، و فرمود : اين چيست ، مگر من از جنگ نهى نكرده بودم ؟ گفته شد ، اى رسول خدا ، اينها با خالد بن وليد درگير شدند و اگر با او جنگ نمىشد هرگز جنگ نمىكرد . پيامبر ( ص ) فرمود : اميدوارم خداوند خير تقدير فرموده باشد . گويد : خالد در حالى كه مشغول جنگ با خارجة بن خويلد كعبى بود به اين ابيات تمثل جست و ابيات را [ ] [ 1 ] از قول پدرش برايم خواند : هنگامى كه رسول خدا ميان ماست ، ما را همچون درياى مواج و پرهياهو مىبينى ، در سواركارى و شجاعت بر فراز آن دريا صداى بر خورد نيزه‌ها همچون غرش موج است ، كه شخص كر را هم به سوى خود هدايت مىكند [ ] ، [ 2 ] همانا محمد يارى دهندهء آن لشكر است ، و چه يارى دهندهء گرانقدرى . ابن خطل در حالى كه سراپا غرق در آهن و سوار بر اسبى بود كه داراى دم بلندى بود ، و نيزه‌اى هم در دست داشت ، از مكه بيرون آمد . چون به دختران سعيد بن عاص گفته شد كه رسول خدا ( ص ) وارد مكه شده است ، از خانه بيرون آمده موهاى خود را پريشان كردند و روسريهاى خود را بر چهرهء اسبها آويختند . ابن خطل همچنان كه از مكه براى جنگ بيرون مىآمد آنها را صدا زد و گفت : محمد وارد مكه نخواهد شد مگر ضربات سهمگينى همچون دهانهء مشكها ببينيد . ابن خطل از مكه بيرون شتافت و به خندمه [ 3 ] رسيد و چون سواران مسلمان و جنگ را ديد ، چنان لرزه بر اندامش افتاد كه نمىتوانست چيزى در دست بگيرد . ناچار خود را به كعبه رساند و از اسب خود به زير آمد و سلاح خود را افكند و به خانهء كعبه پناه برد و ميان پرده‌هاى آن خود را پنهان كرد .
هامش
[ 1 ] كلمهء غامضى است كه در اصل حرايد آمده است . [ 2 ] در متن عربى نيز چيزى نيامده است . - م . [ 3 ] خندمه ، سرزمينى نزديك مكه و يا نام كوهى نزديك مكه است . - م .
المغازي ( تاريخ جنگهاى پيامبر ص ) ( فارسى ) — صفحة 632 | محمود مهدوى دامغانى / محمد بن عمر بن واقد (الواقدي)