تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المغازي ( تاريخ جنگهاى پيامبر ص ) ( فارسى ) — صفحة 627

مساهمون:

ص٦٢٧
حارث ، و عبد الله بن عمرو حمل مىكردند و چون مقابل ابو سفيان رسيدند تكبير گفتند . ابو سفيان پرسيد : اينها كيستند ؟ عباس گفت : مزينه . گفت : اى عباس مرا با ايشان چكار ؟ از كوههاى مرتفع و بلند به سوى من كوچيده‌اند . سپس جهينه در هشتصد نفر همراه فرماندهان خود و چهار پرچم بزرگ عبور كردند . پرچمى همراه ابى روعه معبد بن خالد ، پرچمى همراه سويد بن صخر ، پرچمى همراه رافع بن مكيث ، پرچمى هم همراه عبد الله بن بدر بود . گويد : ايشان هم چون برابر ابو سفيان رسيدند ، سه بار تكبير گفتند . سپس كنانه كه از قبيله‌هاى بنى ليث ، ضمره ، و سعد بن بكر و جمعا دويست نفر بودند ، و پرچم آنها را ابو واقد ليثى حمل مىكرد ، عبور كردند ، و چون مقابل آن دو رسيدند سه بار تكبير گفتند . ابو سفيان پرسيد : اينها كيستند ؟ عباس گفت : بنى بكرند . ابو سفيان گفت : به خدا سوگند مردم شومى هستند ! همانهايى هستند كه محمد به خاطر آنها با ما مىجنگد و به خدا قسم در جريان خزاعه نه با من مشورت شد و نه من اطلاعى از آن داشتم ، بلكه آن كار را دوست نمىداشتم ، مخصوصا پس از اينكه كار از كار گذشته بود و آن وقت به من خبر رسيد . عباس گفت : خداوند در اين جنگ محمد ( ص ) براى شما خير قرار داده است و همگى مسلمان شديد . عبد الله بن عامر از قول ابو عمرة بن حماس برايم نقل كرد كه : پس از ايشان بنى ليث كه دويست و پنجاه نفر بودند ، عبور كردند و پرچم ايشان را صعب بن جثّامه حمل مىكرد و ضمن عبور از برابر ابو سفيان سه مرتبه تكبير گفتند . ابو سفيان پرسيد : اينها كيستند ؟ گفت : بنى ليث . پس از ايشان قبيلهء اشجع عبور كردند كه آخرين گروه و سيصد نفر بودند و دو پرچم بزرگ همراه ايشان بود . يكى را معقل بن سنان ، و ديگرى را نعيم بن مسعود حمل مىكرد . ابو سفيان گفت : اينها كه دشمنترين اعراب نسبت به محمد بودند ! عباس گفت : خداوند محبت اسلام را در دلهاى ايشان وارد كرد و اين از فضل خداى عز و جل است . ابو سفيان سكوت كرد و اندكى بعد پرسيد : محمد هنوز عبور نكرده است ؟ عباس گفت : نه هنوز عبور نكرده است ، اگر فوجى را كه محمد ( ص ) ميان آنهاست ببينى سراپا غرق در آهن و سواركار و مردان جنگ هستند و هيچ كس را ياراى مقابله با ايشان نيست . ابو سفيان گفت : به خدا قسم خود من همچنين گمان مىكردم ، چه كسى ياراى درگيرى با ايشان را دارد ؟ همين كه پرچم سبز پيامبر ( ص ) نمودار شد ، از حركت اسبان گرد و غبار زيادى برخاست ، و مردم شروع به عبور كردند . ابو سفيان مرتب مىپرسيد : هنوز محمد عبور نكرده است ؟ و عباس مىگفت : خير . تا اينكه پيامبر ( ص ) در حالى كه بر ناقهء قصواى خود سوار و ميان ابو بكر و اسيد بن حضير حركت مىكرد و با آن دو صحبت مىفرمود ، عبور كرد . عباس گفت : اين رسول خداست كه ميان فوج خود حركت مىكند و
المغازي ( تاريخ جنگهاى پيامبر ص ) ( فارسى ) — صفحة 627 | محمود مهدوى دامغانى / محمد بن عمر بن واقد (الواقدي)