تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المغازي ( تاريخ جنگهاى پيامبر ص ) ( فارسى ) — صفحة 613

مساهمون:

ص٦١٣
مردم گفت : من به حضور رسول خدا ( ص ) مىروم و اميدوارم بتوانم دريابم كه آهنگ كجا را دارد . كعب پيش پيامبر ( ص ) آمد و در برابر آن حضرت زانو زد و اين ابيات را سرود :
قضبنا من تهامة كل ريب * و خيبر ثم اجممنا السيوفا نسائلها و لو نطقت لقالت * قواطعهن دوشا أو ثقيفا فلست لحاضر إن لم تروها * بساحة داركم منها ألوفا فننتزع الخيام ببطن وجّ * و نترك دورهم منهم خلوفا [ 1 ]
ما از سرزمين تهامه و خيبر همهء شك و دودليها را زدوديم ، و سپس شمشيرها را آسوده گذاشتيم ، اگر از آنها بپرسيم و بتوانند پاسخ دهند ، لبه‌هاى تيزشان خواهان جنگ با دوس و ثقيف هستند ، من آنچنان نيستم كه اگر نخواهيد ، هزاران نفر را برگرد خانه‌هايتان نياورم ، خيمه‌ها را و سقف خانه‌ها را در طائف از بيخ و بن مىكنيم ، و خانه‌هايشان را خالى از سكنه خواهيم كرد . اين اشعار را ايوب بن نعمان از قول پدرش براى من خواند . گويد : پيامبر ( ص ) فقط لبخندى زدند و هيچ نگفتند . مردم به كعب گفتند : به خدا قسم رسول خدا ( ص ) براى تو چيزى را روشن نكردند و ما نمىدانيم كه با چه كسى جنگ را آغاز خواهد فرمود ، قريش يا ثقيف و يا هوازن ؟ هشام بن سعد ، از زيد بن اسلم نقل كرد كه : چون رسول خدا ( ص ) در قديد فرود آمد ، گفته شد ، آيا اشتياقى براى وصول به زنان سپيد چهره ، و پوست شتران داريد ؟ فرمود : خداوند به مناسبت رعايت پيوند خويشاوندى زنان را بر من حرام فرموده است و هم به واسطهء اينكه شتران در راه خدا قربانى و كشته مىشوند . [ ظاهرا مقصود اين است كه خيال خام اسير كردن زنان سپيد روى مكه و كشتن شتران و پوست كندن آنها از سر مردم بيرون رود ] . زبير بن موسى ، از ابو الحويرث از قول پيامبر ( ص ) نقل مىكرد كه آن حضرت فرمود : به مناسبت رعايت نيكى در حق پدر و قربانى كردن شتران ، آنها را بر من حرام فرموده است . قرّان بن محمد ، از قول عيسى بن عميله فزارى برايم نقل كرد كه : عيينه در منطقهء نجد ميان
هامش
[ 1 ] اين ابيات همراه بيست و يك بيت ديگر و پاسخى كه براى آن سروده شده ، در سيره ، ج 4 ، ص 121 ، آمده است . - م .
المغازي ( تاريخ جنگهاى پيامبر ص ) ( فارسى ) — صفحة 613 | محمود مهدوى دامغانى / محمد بن عمر بن واقد (الواقدي)