تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المغازي ( تاريخ جنگهاى پيامبر ص ) ( فارسى ) — صفحة 612

مساهمون:

ص٦١٢
همراه ابى زرعه و يكى همراه عبد الله بن بدر ، بنى كعب بن عمرو پانصد نفر بودند و سه پرچم داشتند ، يكى همراه بشر بن سفيان ، يكى همراه ابن شريح ، و يكى همراه عمرو بن سالم ، اين گروه از مدينه حركت نكرده بودند بلكه در قديد به حضور رسول خدا ( ص ) رسيدند . عتبة بن جبيره ، از حصين بن عبد الرحمن برايم نقل كرد كه مىگفته است : رسول خدا ( ص ) پيش از رسيدن به قديد پرچم و بيرقى نبستند ، و آنجا پرچمهاى انصار و مهاجران را تعيين فرمودند به همان گونه كه قبلا گفتيم . گويد : پرچم قبيلهء اشجع همراه عوف بن مالك بوده است . گويد : پيامبر ( ص ) بعد از نماز عصر روز چهار شنبه دهم رمضان ، از مدينه حركت فرمود و تا به صلصل [ 1 ] نرسيد هيچ كارى انجام نداد . مسلمانان هم بيرون آمدند ، اسبها را يدك مىكشيدند و بر شتران بار نهاده و سوار شدند و عدد ايشان ده هزار نفر بود . پيامبر ( ص ) زبير بن عوام را همراه دويست نفر از مسلمانان پيشاپيش اعزام فرموده بود . از ابن عباس و ابو هريره نقل است كه چون پيامبر ( ص ) به بيداء رسيد ، فرمود : مىبينم كه ابرها حكايت از يارى دادن بنى كعب مىكند . و چون رسول خدا ( ص ) از مدينه بيرون آمد دستور فرمود تا منادى اعلام كند ، هر كس دوست مىدارد روزه بگيرد ، و هر كس دوست مىدارد افطار كند . خود پيامبر ( ص ) آن روز را روزه داشتند . واقدى گويد : مالك بن انس ، با اسناد خود از قول مردى برايم نقل كرد كه گفته است : پيامبر ( ص ) را در عرج ديدم كه از شدت تشنگى بر سر و روى خود آب مىريخت . عبد الرحمن بن عبد العزيز ، با اسناد خود از جابر بن عبد الله برايم نقل كرد كه مىگفته است : ميان ظهر و عصر در كديد پيامبر ( ص ) ظرف آبى به دست گرفت به طورى كه مسلمانان همه ببينند و در آن ساعت افطار فرمود . به آن حضرت خبر رسيد كه گروهى همچنان روزه دارند ، فرمود : ايشان عاصى و سركشند ! ابو سعيد خدرى گويد : پيامبر ( ص ) فرمود شما بايد با دشمن برخورد كنيد ، افطار موجب تقويت بيشتر است . گويد : پيامبر ( ص ) اين مطلب را در مرّ الظّهران ، اظهار فرمود . چون پيامبر ( ص ) در عرج فرود آمد ، مردم هنوز نمىدانستند كه پيامبر ( ص ) قصد جنگ با چه كسانى را دارد ، آيا با قريش ، يا با هوازن و ثقيف ؟ و دوست مىداشتند كه اين موضوع را بدانند . پيامبر ( ص ) در عرج ميان ياران خود نشست و با آنها گفتگو مىكرد . كعب بن مالك به
هامش
[ 1 ] صلصل ، نام جايى است در هفت ميلى مدينه . ( وفاء الوفا ، ج 2 ، ص 336 ) .