تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المغازي ( تاريخ جنگهاى پيامبر ص ) ( فارسى ) — صفحة 572

مساهمون:

ص٥٧٢
پيمان شما را نمىشكنم ، و هيچ كس را با شما برابر نمىدانم ، گرامىترين مردم تهامه در نظر من شماييد و از همه از لحاظ رحم و خويشاوندى به من نزديكتريد ، همچنين پاك‌نهادانى كه از شما پيروى و بيعت كنند . من براى كسانى از شما كه هجرت كرده‌اند همان را مىخواهم كه براى خود - هر چند كه در سرزمين خود هجرت كرده باشد - غير از ساكنان مكه مگر عمره و حج - گزاران ، و چون صلح و مسالمه پيش آيد هرگز ديگر جزيه‌اى بر شما نهاده نخواهد شد ، و شما از جانب من هيچ گونه ترسى نداشته و در محاصره نخواهيد بود . اما بعد : علقمة بن علاثه و دو فرزندش هم مسلمان شدند و به سوى كسانى از قبيلهء عكرمه كه از آن دو پيروى مىكردند ، هجرت نمودند . به هر حال من براى هر كس از شما كه از من پيروى كند همان را مىخواهم كه براى خود ، و به هر صورت ما در حرم و غير حرم همه از يك ديگريم ، و سوگند به خدا هرگز به شما دروغ نمىگويم و پروردگارتان شما را دوست مىدارد » . عبد الله بن بديل هم از قول پدرش ، از جدش ، از قول عبد الله بن مسلمه ، از پدرش از بديل بن ورقاء هم نظير همين را نقل مىكرد .

سريّه‌اى كه فرماندهء آن غالب بن عبد الله بود به كديد [ 1 ] در صفر سال هشتم

واقدى گويد : عبد الله بن جعفر ، از عبد الواحد بن ابى عون از يعقوب بن عتبه ، از مسلم بن عبد الله جهنى ، از جندب بن مكيث جهنى نقل مىكند كه گفته است : پيامبر ( ص ) غالب بن عبد الله ليثى را كه فردى از قبيلهء بنى كلب بن عوف بود به سريّه‌اى اعزام فرمود كه من هم در آن بودم . رسول خدا ( ص ) به غالب دستور داده بودند كه بر بنى ملوّح در كديد غارت برد ، و آنها از بنى ليث بودند . ما بيرون آمديم و چون به قديد رسيديم ، حارث بن مالك بن برصاء را ديديم ، و او را گرفتيم . او گفت : من آمده‌ام و مىخواهم مسلمان شوم . گفتيم اگر يك شب در بند باشى و بخواهى مسلمان بشوى ، مسئلهء مهمى نيست ، و اگر غير از اين باشد از تو مطمئن خواهيم شد . او را در بند كشيديم و مردى از خودمان را به نام سويد بن صخر بر او گماشتيم و گفتيم ، اگر با تو ستيزه كرد سرش را جدا كن ، و به راه افتاديم و نزديك غروب به كديد رسيديم و در گوشه‌اى از صحرا كمين كرديم . ياران من مرا به عنوان پيشاهنگ گسيل داشتند . من بيرون آمدم و خود را
هامش
[ 1 ] كديد ، نام آبى است ميان مدينه و مكه ، به نقل از منتهى الارب . - م .