تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المغازي ( تاريخ جنگهاى پيامبر ص ) ( فارسى ) — صفحة 561

مساهمون:

ص٥٦١
اسامة بن زيد ، از قول عمرو بن شعيب ، از پدرش ، از قول جدش برايم نقل كرد كه : پيامبر ( ص ) تا هنگامى كه ركن كعبه را استلام فرمود همچنان لبيك مىگفت . عائذ بن يحيى ، از قول ابو الحويرث برايم نقل كرد كه گفته است : پيامبر ( ص ) دويست نفر را براى مراقبت از سلاحها گماشت و اوس بن خولىّ را فرماندهء ايشان فرمود . يعقوب بن محمد بن عبد الرحمن بن عبد الله بن ابى صعصعه ، از حارث بن عبد الله بن كعب ، از ام عمّاره برايم نقل كرد كه مىگفته است : من در عمرة القضيّه همراه رسول خدا ( ص ) بودم و قبلا هم در جنگ حديبيه شركت كرده بودم ، گويى هم اكنون رسول خدا ( ص ) را مىبينم كه به كعبه رسيد و همچنان سوار بر ناقهء خود بود و ابن رواحه لگام ناقه را در دست داشت . هنگامى كه رسول خدا ( ص ) نزديك ركن كعبه رسيد ، مسلمانان براى او صف بسته بودند ، و آن حضرت ركن را با عصاى سركج خود استلام فرمود و در آن حال بخشى از جامهء احرام خود را زير بغل سمت راست خود جمع كرده بودند و همچنان سوار ناقهء خود بودند . مسلمانان هم در حالى كه جامهء احرام خود را به همان شكل در آورده بودند ، همراه رسول خدا ( ص ) طواف مىكردند ، و عبد الله بن رواحه اين اشعار را مىخواند :
خلّوا بنى الكفّار عن سبيله * انّى شهدت انّه رسوله حقّا و كلّ الخير فى سبيله * نحن قتلناكم على تأويله كما ضربناكم على تنزيله * ضربا يزيل الهام عن مقيله و يذهل الخليل عن خليله [ 1 ]
اى فرزندان كافران از راه محمد ( ص ) دور برويد ، كه من گواهى مىدهم او رسول خداست ، رسول بر حق و تمام خوبيها در راه اوست ، ما شما را بر تأويل قرآن مىكشيم همچنان كه دربارهء تنزيل آن ضربه‌ها به شما زديم ، ضربه‌هايى كه سرها را از گردن جدا مىكرد ، و دوست را از رسيدگى به دوست وامىداشت عمر بن خطاب چون اين اشعار را شنيد ، اعتراض كرد و گفت : اى پسر رواحه ! ! پيامبر ( ص ) فرمود : اى عمر ، من خود اين اشعار را مىشنوم ! و عمر سكوت كرد .
هامش
[ 1 ] اين چهار بيت به صورت صحيح‌ترى در سيرهء ابن هشام ، ج 4 ، ص 13 ، آمده است . - م .
المغازي ( تاريخ جنگهاى پيامبر ص ) ( فارسى ) — صفحة 561 | محمود مهدوى دامغانى / محمد بن عمر بن واقد (الواقدي)