تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المغازي ( تاريخ جنگهاى پيامبر ص ) ( فارسى ) — صفحة 38

مساهمون:

ص٣٨
گزارد . سپس به سمت راست رفت و به سمت چپ تا به خيف المعترضه رسيد [ 1 ] و راه تنگهء معترضه را پيش گرفت تا به تيّا رسيد و در آنجا با سفيان ضمرىّ برخورد كرد . پيامبر ( ص ) از سپاه جلوتر بود . قتادة بن نعمان ظفرى يا عبد الله بن كعب مازنى يا معاذ بن جبل همراه آن حضرت بود . پيامبر ( ص ) به ضمرى گفت : تو كيستى ؟ گفت : شما كيستيد ؟ پيامبر ( ص ) فرمود : تو به ما خبر بده و ما به تو خبر مىدهيم . گفت : باشد ، اين به آن . پيامبر ( ص ) فرمود : آرى . ضمرى گفت : هر چه مىخواهيد بپرسيد . پيامبر ( ص ) فرمود : از قريش به ما خبر بده . ضمرى گفت : به من خبر رسيده است كه آنها فلان روز از مكه بيرون آمده‌اند ، و اگر اين خبر درست باشد آنها بايد در كنار همين دره باشند . پيامبر ( ص ) پرسيد : از محمد و ياران او چه خبر دارى ؟ گفت : به من گفته‌اند كه فلان روز از مدينه بيرون آمده‌اند ، اگر درست باشد آنها هم بايد كنار اين دره باشند . ضمرى پرسيد : شما كيستيد ؟ پيامبر ( ص ) فرمود : ما از آبيم . . . و با دست خود اشاره به عراق فرمود . ضمرى گفت : از آب عراق ! پيامبر ( ص ) پيش ياران خود برگشت و هيچيك از طرفين ( مسلمانان و قريش ) نمىدانستند ديگرى در كدام منزل است ، چون ميان آنها يك سلسله تپه‌هاى شنى وجود داشت . پيامبر ( ص ) در دبه [ 2 ] ، سير [ 3 ] ، ذات اجدال [ 4 ] و سپس در سرزمين عين العلا و در خبير تين نماز گزارد و به دو كوهى كه آنجا بود نگريست و فرمود : اسم اين دو كوه چيست ؟ گفتند : مسلح و مخرى . پرسيد : چه كسانى ساكن آنجايند ؟ گفتند : بنو النار و بنو حراق . [ 5 ] پيامبر از خبير تين به راه افتاد ، و درهء خيوف را طى كرد ، و آن را سمت چپ قرار داد ، و به سوى معترضه راه پيمود كه در آنجا بسبس و عدىّ بن ابى الزغباء ، به حضور پيامبر ( ص ) رسيدند و خبر كاروان را گزارش دادند . پيامبر ( ص ) شامگاه جمعه هفدهم رمضان در بدر فرود آمد و على ( ع ) و زبير و سعد بن ابن وقاص و بسبس بن عمرو را فرستاد تا از كنارهء آب خبر بگيرند . پيامبر به كوه ظريب اشاره كرد و فرمود اميدوارم كنار چاهى كه در راه اين كوه است خبرى به دست آوريد . ايشان به سوى آن چاه رفتند و در كنار همان چاه كه پيامبر ( ص ) گفته بود شتران آبكش و سقايان قريش را ديدند . و چون متوجه يك ديگر شدند ، ساقيهاى
هامش
[ 1 ] خيف : سرزمينهاى كه از مناطق سيلاب رو بلندتر و از كوه و تپه كوتاهتر باشد . [ 2 ] الدبه : شهركى ميان بدر و اصافر است ( معجم البلدان ، ج 4 ، ص 34 ) . [ 3 ] سير : نام ريگزارى ميان مدينه و بدر ( سمهودى ، وفاء الوفاء ، ج 2 ، ص 327 ) . [ 4 ] ذات اجدال : نام جايى در تنگهء صفراء است ( وفاء الوفاء ، ج 2 ، ص 308 ) . [ 5 ] اين دو گروه از قبيلهء بنى غفارند ( سيره ابن هشام ، چاپ مصر ، ج 2 ، ص 266 ) .