سعد بن ابى وقاص داد تا به خرّار - كه در راه جحفه و نزديك خم قرار دارد - عزيمت كند .
براى من از قول عامر بن سعد روايت كردند كه به نقل از پدرش چنين مىگفت :
پيامبر ( ص ) فرمود : اى سعد ، بيرون رو تا به منطقهء خرّار برسى ، كاروانى از قريش از آنجا خواهد گذشت . من همراه بيست يا بيست و يك مرد پياده راه افتاديم . روزها خود را مخفى مىساختيم و شبها راه مىپيموديم ، صبح روز پنجم به خرّار رسيديم و دريافتيم كه كاروان ديروز از آنجا گذشته است . پيامبر ( ص ) به من فرموده بود كه از خرّار دور تر نروم و اگر چنين نبود اميد داشتم كه بتوانم به كاروان برسم .
نيز برايم از قول سعيد بن مسيّب و عبد الرّحمن بن سعيد بن يربوع روايت كردهاند كه پيامبر ( ص ) تا زمانى كه همراه انصار در جنگ بدر شركت فرمود ، هيچ يك از ايشان را به مأموريت جنگى اعزام نكرد ، چه انصار شرط كرده بودند كه از پيامبر ( ص ) در مدينه دفاع خواهند كرد .
غزوهء ابواء
در ماه صفر كه يازدهمين ماه هجرت بود ، پيامبر ( ص ) خود به قصد گرفتن كاروانى از قريش ، از مدينه بيرون رفت ، تا به ابواء رسيد ولى برخوردى پيش نيامد . در همين سفر پيامبر ( ص ) با بنى ضمره كه از كنانه بودند پيمان بستند كه آنها عليه پيامبر ( ص ) دستهبندى نكنند و كسى را به اين منظور يارى ندهند و ميان خود عهد نامهاى نوشتند و پيامبر ( ص ) به مدينه بازگشت . مدت غيبت آن حضرت از مدينه پانزده شب بود .
غزوهء بواط
پيامبر ( ص ) در ربيع الاول ( سيزدهمين ماه هجرت ) به قصد حمله به كاروانى از قريش كه دو هزار و پانصد شتر داشت و توسط اميّة بن خلف و صد مرد از قريش همراهى مىشد از مدينه بسوى بواط - رشته كوهى در ناحيهء خشب به فاصلهء سه چاپار تا مدينه - خارج شد ، ولى بدون هيچ برخوردى مراجعت فرمود .