تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المغازي ( تاريخ جنگهاى پيامبر ص ) ( فارسى ) — صفحة 215

مساهمون:

ص٢١٥
بزرگان ما نبوده است . ولى تعصب جاهليت ابو سفيان را واداشت تا بگويد : در عين حال ، از اين كار بدمان هم نيامد . آنگاه فرياد برداشت : سال ديگر وعدهء ما و شما در بدر ! عمر پاسخى نداد و منتظر ماند كه ببيند پيامبر ( ص ) چه مىفرمايد ، حضرت فرمود : بگو ، بسيار خوب . عمر گفت : بسيار خوب . ابو سفيان پيش ياران خود برگشت و شروع به كوچيدن كردن ، پيامبر ( ص ) و مسلمانان ترسيدند كه نكند آنها مدينه را غارت كنند و زنها و بچه‌ها را بكشند . پيامبر به سعد بن ابى وقاص امر فرمودند كه برو و خبر بياور ، اگر ديدى كه سوار بر شتران شدند و اسبها را يدك كشيدند ، دليل آن است كه به مكه خواهند كوچيد و اگر بر اسبها سوار شدند و شتران را يدك كشيدند ، دليل آن است كه آهنگ غارت كردن مدينه را دارند . سوگند به كسى كه جانم در دست اوست ، اگر آهنگ مدينه كنند ، به سوى ايشان خواهم رفت و با آنها جنگ خواهم كرد . سعد گويد : من شروع به دويدن كردم ، تصميم گرفتم كه اگر چيزى ديدم كه موجب ترس باشد ، فورى پيش پيامبر ( ص ) برگردم ، اين بود كه از همان اول به حالت دو به راه افتادم و از پى مشركان مىدويدم ، چون به محل عقيق رسيدند ، آنها را از دور زير نظر گرفتم ، ديدم كه سوار بر شتران شدند و اسبها را يدك كشيدند ، با خود گفتم اين بازگشت به شهر خودشان است . گويد : مشركان در عقيق توقفى كرده و دربارهء غارت مدينه رايزنى كردند ، صفوان بن اميه گفت : شما گروهى از مسلمانها را كشتيد ، پس برگرديد و به مدينه داخل نشويد ، شما همه عائله‌منديد و حالا هم كه پيروز شده‌ايد ، ما نمىدانيم كه بعد چه بيش مىآيد . بعلاوه ، شما روز بدر گريختيد و آنها پيروز شدند ، ولى شما را تعقيب نكردند ! پيامبر ( ص ) فرمود : صفوان ايشان را از غارت مدينه منع كرد . سعد بن ابى وقاص چون متوجه شد كه مشركان آهنگ رفتن دارند و چون آنها وارد مكيمن [ 1 ] شدند ، به حضور پيامبر ( ص ) برگشت ولى سيماى او افسرده بود ، سعد به پيامبر ( ص ) گفت : مشركان آهنگ مكه كردند ، بر شتران سوار شدند و اسبها را يدك كشيدند . پيامبر ( ص ) فرمود : چه مىگويى ؟ و او گفتهء خود را تكرار كرد . سعد گويد : پيامبر ( ص ) با من خلوت فرمود و پرسيد : راست مىگويى ؟ گفتم : آرى ، اى رسول خدا . فرمود : پس چرا افسرده مىبينمت ؟ گفتم : خوش نداشتم كه نزد مسلمانان از اينكه مشركان به مكه برگشته‌اند ، اظهار مسرت كنم . پيامبر ( ص ) فرمود : سعد مرد كار آزموده‌اى است ! همچنين گفته‌اند : سعد چون برگشت ، با صداى بلند فرياد مىكشيد كه دشمن شتران را سوار شدند و اسبها را يدك كشيدند . پس ، پيامبر ( ص ) به
هامش
[ 1 ] مكيمن : نام كوهى است در وادى عقيق ( وفاء الوفا ، ج 2 ، ص 376 ) .