كسانى مشغول كندن گور براى حمزه بودند ، زبير به مادرش گفت : مادر جان برگرد ، برخى از جنازهها كاملا لختاند . گفت : من تا رسول خدا را نبينم ، بر نمىگردم . ولى چون آن حضرت را ديد ، گفت : اى رسول خدا ، برادرم حمزه كجاست ؟ فرمود : ميان مردم . گفت : تا او را نبينم بر نمىگردم . زبير مىگويد : من مادرم را نگهداشتم تا اينكه حمزه را به خاك سپردند . پيامبر ( ص ) فرمود : اگر زنهاى ما افسرده نمىشدند ، عمويم را دفن نمىكردم تا خوراك مرغان هوا و درندگان شود و روز قيامت از شكم درندگان و چينهدان پرندگان محشور شود .
صفوان بن اميه روز جنگ احد حمزه را ديد كه سخت بر دشمن مىتازد ، گفت :
اين كيست ؟ گفتند : حمزة بن عبد المطلب . گفت : تا به امروز نديده بودم كه مردى چنين بر خويشان خود بتازد . حمزه در آن روز با پر عقابى ، كه بر كلاهخود خود زده بود ، مشخص بود . گويند : چون حمزه كشته شد ، صفيه دختر عبد المطلب به جستجوى او برآمد ، انصار ميان او و جسد حمزه مانع شدند ، پيامبر ( ص ) فرمود : آزادش بگذاريد .
صفيه آمد و كنار پيكر حمزه نشست و چون او بلند مىگريست پيامبر ( ص ) هم گريه مىكرد و هر گاه او آهسته مىگريست ، پيامبر ( ص ) هم آهسته گريه مىكردند . فاطمه ( ع ) دختر پيامبر ( ص ) هم مىگريست و آن حضرت هم با گريه او گريه مىكرد و مىفرمود : هرگز مصيبتى به بزرگى مصيبت تو به من نرسيده است ! آنگاه ، خطاب به صفيه و فاطمه فرمود : مژده دهيد ! هم اكنون جبرئيل به من خبر داد كه در آسمانهاى هفتگانه براى حمزه نوشتهاند كه شير خدا و شير رسول خداست .
گويند : چون پيامبر ( ص ) متوجه شد كه كافران مسلمانان را به شدت مثله كردهاند ، اندوهگين شد و فرمود : اگر به قريش پيروز شوم ، سى نفر از ايشان را مثله خواهم كرد ! پس در اين مورد آيهء 126 سورهء شانزدهم قرآن نازل شد كه مىفرمايد : اگر مكافات مىكنيد ، مكافات كنيد مانند آنچه به شما كرده شده است و اگر شكيبايى كنيد به مراتب براى شكيبايان بهتر است . پس پيامبر ( ص ) عفو فرمود و هرگز كسى را مثله نكرد .
ابو قتاده چون اندوه شديد پيامبر ( ص ) را در مورد قتل حمزه و مثله كردن او ديد ، ناراحت شد و همچنان كه ايستاده بود ، شروع به دشنام دادن و ناسزا گفتن به قريش كرد . حضرت سه مرتبه به او فرمودند : بنشين و آرام بگير . دفعه چهارم فرمود : در اين مورد در پيشگاه خدا از تو حساب خواهم خواست . آنگاه فرمود : اى ابو قتاده ، قريش اهل امانتاند ، هر كس بىمورد به آنها دشنام دهد خداوند دهانش را به خاك مىمالد ، شايد هم آن قدر زنده بمانى كه اعمال و كارهاى خودت را در قبال اعمال و كارهاى ايشان كوچك بشمرى ، اگر قريش سرمست نمىشد ، به منزلت ايشان در پيشگاه الهى
المغازي ( تاريخ جنگهاى پيامبر ص ) ( فارسى ) — صفحة 209
مساهمون: محمود مهدوى دامغانى
ص٢٠٩