تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المغازي ( تاريخ جنگهاى پيامبر ص ) ( فارسى ) — صفحة 177

مساهمون:

ص١٧٧
توقف فرموده بود . آنچه در نظر ما ثابت است ، اين است كه ، ابن قميئه به گونه‌هاى حضرت سنگ پرتاب كرد و عتبة بن ابى وقاص با سنگ لب آن حضرت با شكافت و دندانهايش را شكست . ابن قميئه پيش آمد در حالى كه فرياد مىكشيد : مرا بر محمد راهنمايى كنيد كه سوگند به آن كس كه به او سوگند مىخورند ، اگر او را ببينم مىكشمش ! در همان حال كه ابن قميئه شمشير كشيده و به پيامبر ( ص ) حمله كرده بود ، عتبة بن ابى وقاص هم به آن حضرت تير انداخت ، بر تن پيامبر ( ص ) دو زره بود ، آن حضرت در گودالى كه پيش پاى او بود افتاد و هر دو زانويش آماس كرد ، شمشير ابن قميئه كارگر نيفتاد ولى به واسطهء سنگينى آن ، پيامبر ( ص ) در گودال سقوط كرد . رسول خدا در حالى كه على ( ع ) دست او را گرفته بود و ابو طلحه هم از پشت سر كمك مىكرد ، به پا خاست و ايستاد . از ابى بشير مازنى روايت است كه مىگفت : من در حالى كه نوجوان بودم ، در جنگ احد حضور داشتم و ديدم كه ابن قميئه با شمشير كشيده به پيامبر ( ص ) حمله كرد و متوجه شدم كه پيامبر ( ص ) در گودالى كه روبروى او بود افتاد و پنهان شد ، من شروع به فرياد كشيدن كردم و مسلمانان به آن سو دويدند و ديدم كه ابو طلحه دامن پيامبر ( ص ) را گرفت تا توانست به پا خيزد . همچنين گفته شده است كسى كه به گونه و پيشانى پيامبر ( ص ) سنگ زده و آن را شكسته ، ابن شهاب بوده است و كسى كه موجب پارگى لب و شكسته شدن دندانهاى آن حضرت شده ، عتبه بن ابى وقاص بوده است ، و كسى كه به گونهء آن حضرت چنان سنگ زده كه حلقه‌هاى مغفر در آنها فرو رفته ، ابن قميئه بوده است ، از زخم پيشانى پيامبر ( ص ) چندان خون جارى شد كه ريش آن حضرت خون آلود شد . سالم خدمتگزار ابو حذيفه خون از چهرهء پيامبر ( ص ) مىشست و مىزدود و پيامبر ( ص ) مىفرمود : چگونه ممكن است رستگار شوند مردمى كه با پيامبر خود ، كه ايشان را به خدا دعوت مىكند ، چنين رفتار مىكنند ؟ پس در اين مورد خداوند متعال اين آيه را نازل فرمود : لَيْسَ لَكَ من الْأَمْرِ شَيْءٌ أَوْ يَتُوبَ عَلَيْهِمْ . . . 3 : 128 - نيست هيچ به دست تو از كار اين كافران ، يا توبه دهدشان . . . ( بخشى از آيهء 127 ، سورهء 3 ، آل عمران ) . سعد بن ابى وقاص مىگويد : شنيدم كه پيامبر ( ص ) مىفرمود : خشم خدا نسبت به مردمى كه دهان پيامبرش را خونين كردند ، شديد است ، خشم خدا بر مردمى كه چهرهء پيامبرش را خونين كردند ، شديد است ، خشم خدا بر هر كس كه پيامبر او را بكشد ، شديد است ! سعد مىگويد : اين نفرين پيامبر ( ص ) تا حدودى دلم را نسبت به برادرم آرام كرد و حال آنكه چندان به كشتن او حريص بودم كه نسبت به هيچ چيز آن قدر