تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المغازي ( تاريخ جنگهاى پيامبر ص ) ( فارسى ) — صفحة 179

مساهمون:

ص١٧٩
و حلقهء ديگر را ، با دندان ديگر خود بيرون كشيد ، بدين جهت ابو عبيده ميان مردم معروف به « بى دندان » بود . همچنين گفته‌اند كسى كه دو حلقه را از چهرهء پيامبر ( ص ) بيرون كشيده است ، عقبة بن وهب بن كلده بوده است و هم گفته‌اند كه ابو اليسر بوده است ، در نظر ما ثابت تر آن است كه عقبه اين كار را كرده است . ابو سعيد خدرى مىگويد : چون روز احد پيامبر ( ص ) زخمى شد و دو حلقهء مغفر در گونه‌هاى آن حضرت فرو رفت ، همين كه حلقه‌ها را بيرون آوردند ، چنان خون بيرون مىآمد كه گويى از دهانهء مشك آب مىريزد ، پس مالك بن سنان محل زخم را با دهان خود مىمكيد و خون را بيرون مىريخت ، پيامبر ( ص ) فرمود : هر كس دوست دارد به كسى نگاه كند كه خون او با خون من آميخته شده است ، به مالك بن سنان بنگرد . به مالك گفتند : خون مىآشامى ؟ گفت : آرى ، خون رسول خدا را مىآشامم . پس پيامبر ( ص ) فرمود : خون هر كس با خون من تماس بگيرد ، آتش جهنم به او نخواهد رسيد . ابو سعيد خدرى مىگويد : من از كسانى بودم كه از محل شيخان برگردانده شده بوديم و اجازهء شركت در جنگ به ما داده نشده بود ، ولى در آن روز چون خبر مجروح شدن پيامبر ( ص ) و پراكنده شدن مسلمانان به ما رسيد ، من هم همراه گروهى از پسر بچه‌هاى بنى خدره خود را به پيامبر ( ص ) رسانديم تا از سلامتى آن حضرت آگاه شويم و به خانواده‌هايمان خبر بدهيم ، ما در بطن قناة [ 1 ] متوجه شديم كه مردم دارند بر مىگردند ، ولى ما مقصدى جز ديدار پيامبر ( ص ) نداشتيم . چون پيامبر ( ص ) به من نگاه فرمود ، گفت : سعد بن مالك هستى ؟ گفتم : آرى ، پدر و مادرم فداى تو باد ! به او نزديك شدم و هر دو زانويش را بوسيدم ، آن حضرت كه بر اسب خود سوار بود ، به من فرمود : خدا در مصيبت پدرت به تو پاداش دهاد ! پس چون به چهرهء پيامبر نگريستم در هر گونهء آن حضرت زخمى به اندازهء درهمى ديدم ، در پيشانى او هم ، نزديك رستنگاه موى ، شكافى بود و از لب زيرين او خون مىريخت ، دندانهاى سمت راست هم از ريشه شكسته بود ، ديدم كه بر روى زخمها چيز سياهى است ، پرسيدم : چيست ؟ گفتند : بورياى سوخته . پرسيدم : چه كسى گونه‌هاى رسول خدا را مجروح كرده است ؟ گفتند : ابن قميئه . گفتم : پيشانى او را كه شكسته است ؟ گفتند : ابن شهاب . گفتم : لب او را چه كسى زخمى كرده است ؟ گفتند : عتبه . من پيشاپيش پيامبر ( ص ) مىدويدم تا آنكه بر در خانه فرود آمد ، آن حضرت به سختى پياده شد و من متوجه شدم كه هر دو زانوى او
هامش
[ 1 ] قناة : يكى از مسيلهاى مدينه است ( وفاء الوفا ، ج 2 ، ص 363 ) .