ياقوت [ 1 ] مىنويسد : « هارون الرشيد سمت قضاوت منطقهء شرقى بغداد را به واقدى داده است ، پيش از آنكه مأمون او را به منصب قضاوت عسكر مهدى منصوب كند . » و اين به صواب نزديكتر است ، زيرا واقدى با هارون رابطهء صميمى داشته است ، و اين امكان فراهم بوده است و دليلى نداريم كه بگوييم انتصاب او به قضاوت آن همه به تأخير افتاده باشد كه مأمون از خراسان بر گردد .
با وجود پيوند دوستى استوارى كه ميان واقدى و يحيى بن خالد و ديگر برمكيان بود ، مأمون نه تنها همچنان سمت قضاوت به واقدى داد بلكه پس از نكبت و بدبختى برامكه ، در بزرگداشت و رعايت حال واقدى كوتاهى نكرد [ 2 ] و مناصب مهم ديگرى هم به او واگذار كرد . چنان كه در آن منصب از طرفدارى مأمون برخوردار بود . ابن حجر عسقلانى دربارهء واقدى مىگويد : « يكى از بزرگان علماى دربار و قاضى بغداد و عراق بوده است [ 3 ] » . سهمى هم ضمن بيان شرح حال اشعث بن هلال ، كه قاضى گرگان بوده است ، مىنويسد : واقدى از بغداد او را به سمت قاضى گرگان منصوب ساخته است . [ 4 ] در مدت چهار سال آخر عمر ، واقدى سمت قضاء ناحيهء عسكر مهدى را داشته است . [ 5 ] واقدى با همهء بخششها و پاداشهاى فراوانى كه از طرف هارون و وزيرش يحيى بن خالد و فرزندش مأمون دريافت مىكرد ، به هنگام مرگ چيزى نداشت - حتى كفن آمادهاى كه او را كفن كنند و مأمون براى او كفن فرستاد . [ 6 ] واقدى از مأمون تقاضا كرده بود تا وامهاى او را بپردازد و او پذيرفت و وام او را پرداخت كرد . [ 7 ]
وفات واقدى
دربارهء تاريخ وفات او اختلافى ديده مىشود . ابن خلّكان ، متذكر مىشود كه واقدى در سال 206 ه . ق . در گذشته است ، [ 8 ] و حال آنكه منابع ديگر از جمله ابن سعد در طبقات متذكر شدهاند كه مرگ او در ذى حجه 207 ه . ق . اتفاق افتاده است [ 9 ] و
هامش
[ 1 ] معجم الادباء ، ج 18 ، ص 279 .
[ 2 ] شذرات الذهب ، ج 2 ، ص 18 .
[ 3 ] لسان الميزان ، ج 6 ، ص 852 .
[ 4 ] تاريخ جرجان ، ص 125 .
[ 5 ] الوافى بالوفيات ، ج 4 ، ص 238 .
[ 6 ] تاريخ مدينة دمشق ، ج 11 ، ص 3 ب . تاريخ بغداد ، ج 3 ، ص 20 .
[ 7 ] طبقات ، ج 5 ، ص 321 .
[ 8 ] وفيات الاعيان ، ج 1 ، ص 641 .
[ 9 ] طبقات ، ج 7 ، بخش دوم ، ص 77 . تاريخ مدينة دمشق ، ج 11 ، ورقه 3 . تذكرة الحفاظ ، ج 1 ، ص 348 .