حريش اشهلى اسير كرد ، اين موضوع را ابن ابى حبيبه هم برايم نقل كرد . كسى هم براى آزاد كردن آنها نيامد و مال هم نداشتند . پيامبر ( ص ) بدون گرفتن فديه آن دو را آزاد فرمود .
از بنى عبد شمس بن عبد مناف : عقبة بن ابى معيط به دست عبد الله بن سلمهء عجلانى اسير شد كه به دستور پيامبر ( ص ) ، عاصم بن ثابت بن ابى اقلح او را در صفراء [ 1 ] گردن زد . حارث بن ابى وجزه نيز توسط سعد بن ابى وقاص اسير شد ، كه وليد بن عقبة بن ابى معيط براى پرداخت فديهء او آمد و چهار هزار درم فديهء او را پرداخت . محمد بن يحيى بن سهل برايم نقل كرد كه : چون پيامبر ( ص ) امر فرمود تا اسيران را رد كنند ، سعد بن وقاص او را رد كرد . پس از اينكه قرعه كشيدند ، وى باز سهم سعد بن ابى وقاص شد . عمرو بن ابو سفيان را على ( ع ) اسير گرفته بود ولى در قرعه كشى سهم پيامبر ( ص ) شد و آن حضرت بدون دريافت فديه ، او را در مقابل سعد بن نعمان بن اكّال - كه از بنى معاويه بود و براى عمره به مكه رفته و بازداشت شده بود - رها فرمود . ابو العاص بن ربيع نيز توسط خراش بن الصّمّه اسير شد . اسحاق بن خارجه از قول پدر خود برايم روايت كرد كه : عمرو بن ربيع برادر ابو العاص براى پرداخت فديهء او آمد . همپيمانى از ايشان هم به نام ابو ريشه اسير شد كه عمرو بن ربيع فديهاش را پرداخت . عمرو بن ازرق هم اسير شده بود كه او را هم عمرو بن ربيع آزاد كرد ، اين مرد ، سهم تميم بردهء خراش بن الصّمّه شد . عقبة بن حارث بن حضرمى هم كه عمارة بن حزم اسيرش كرده بود ، در قرعه كشى سهم ابّى بن كعب شد كه عمرو بن سفيان بن اميه فديهء او را پرداخت . همچنين ابو العاص بن نوفل بن عبد شمس كه عمار بن ياسر او را اسير كرد و پسر عمويش براى پرداخت فديهاش آمد .
از بنى نوفل بن عبد مناف : عدىّ بن الخيار را خراش بن الصّمّه اسير كرد - اين مطلب را ايوب بن نعمان برايم نقل كرد . عثمان بن عبد شمس برادرزادهء عتبة بن غزوان ، كه همپيمان ايشان بود ، نيز توسط حارثة بن نعمان اسير شد . همچنين ابو ثور ، كه او را ابو مرثد غنوى اسير كرد . فديهء اين سه نفر را جبير بن مطعم پرداخت كرد .
از بنى عبد الدار بن قصّى : ابو عزيز بن عمير ، كه او را ابو اليسر اسير كرد و در قرعهكشى سهم محرز بن نضله شد . ابو عزيز برادر پدر و مادرى مصعب بن عمير بود ، مصعب به محرز گفت : او را محكم بگير كه در مكه مادرى ثروتمند دارد . ابو عزيز به مصعب گفت : اى برادر ، سفارش تو دربارهء من چنين است ؟ مصعب گفت : به جاى تو ، او
هامش
[ 1 ] صفراء : چنان كه ابن سعد مىگويد ، فاصلهء آن تا مدينه سه شبانه روز است ( طبقات ، ج 2 ، ص 11 ) .