تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مقتل الإمام أمير المؤمنين على بن أبى طالب ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 123

مساهمون:

ص١٢٣
گويد ، معاويه و آنان كه حاضر بودند بگريستند ، سپس معاويه گفت خداى ابو الحسن را رحمت كناد كه سوگند به خدا همين‌گونه بود ، اينك
هامش
صورت مسند در الاستيعاب كه در حاشيه اصابه چاپ شده است ص 43 ج 3 آورده است ، همچنين سيد مرشد باللّه يحيى بن حسين شجرى در بخش فضائل على عليه السّلام از كتاب ترتيب امالى خود ص 142 چاپ مصر آورده و گفته است آن شخص ضرار بن مرّه كنانى بوده است كه چون پيش معاويه رفت ، معاويه او را گفت على را براى من وصف كن ، ضرار گفت عذر بپذير و مرا معاف دار و او نپذيرفت . محمد بن سليمان كوفى زيدى هم در حديث شماره 539 اوائل جزء پنجم كتاب مناقب على عليه السّلام برگ 136 / الف آورده است و هر كس مىخواهد ارزش اين حديث را از لحاظ صحت مصادر و اسناد بشناسد به تعليقات ما بر حكمت 77 باب سوم نهج البلاغه مراجعه كند . آنگاه محقق محترم توصيفى را كه حبة بن جوين عرنى از امير المؤمنين عليه السّلام كرده است به نقل از كتاب الدر النظيم برگ 183 / ب نقل فرموده‌اند كه براى آگهى از آن مىتوان به آنجا مراجعه كرد ، و نيز مىتوان به توصيف حضرت باقر از جد بزرگوار خويش كه در ص 203 ج 4 مناقب آل ابى طالب ابن شهر آشوب آمده است مراجعه كرد . فزون بر آنچه محقق گرامى مرقوم فرموده‌اند توضيح مىدهم كه در حكمت شماره 77 نهج البلاغه چاپ استاد دكتر جعفر شهيدى و حكمت شماره 74 در نهج البلاغه چاپ مرحوم فيض الاسلام ، و شماره 75 شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد اين موضوع آمده و به ضرار بن ضمرة يا ضرار بن حمزه نسبت داده شده است و پيش از سيد رضى بسيارى از محدثان و مورخان بزرگ هر دو گروه در آثار خود آن را آورده‌اند كه به برخى از ايشان اشاره مىشود . قالى در ص 143 ج 2 كتاب امالى ، مسعودى در ص 433 ج 3 كتاب مروج الذهب كلينى در ص 195 / 155 ج 1 اصول كافى ، صدوق در ص 371 كتاب امالى و براى آگهى بيشتر از نام و نشان منابع مىتوان به ص 60 ج 4 كتاب ارزنده مصادر نهج البلاغه و اسانيده تأليف استاد فقيد سيد عبد الزهراء خطيب چاپ بيروت 1395 ق و ص 283 كتاب روش‌هاى تحقيق در اسناد و مدارك نهج البلاغه تأليف استاد محترم محمد دشتى چاپ قم 1368 مراجعه كرد . - م