حق بر او و خاندانش باد و برادر او بود ، سوگى را كه به ويژه بر ما خاندان پيامبر و به عموم امت محمد از فقدان او رسيد در پيشگاه خدا حساب مىكنيم ، سوگند به خدا كه اينك جز حق نمىگويم كه سوگى بزرگ بر همه بندگان و سرزمينها و درختان و جانداران رسيد ، و از پروردگار بخشنده و مهربان مسألت مىداريم كه بر او رحمت ارزانى دارد و كشندهاش را سخت عذاب دهد و براى ما جانشينى پس از او را نيكو فرمايد .
( 1 ) 88 - حسين از عبد اللّه ، از يوسف بن موسى ، از عبيد اللّه بن موسى ما را حديث كرد كه مىگفته است ، سكين بن عبد العزيز از حفص بن خالد بن جابر از پدر بزرگش ما را خبر داد كه مىگفته است چون على عليه السّلام كشته شد ، حسن بن على براى سخنرانى برخاست ، نخست بر خداى عز و جل سپاس و ستايش عرضه داشت و سپس گفت ، سوگند به خدا كه ديشب مردى را كشتيد در شبى كه قرآن در آن نازل شد و عيسى بن مريم عليه السّلام به آسمان برده شد و در آن شب يوشع بن نون جوانمرد - جانشين - موسى عليه السّلام كشته شد . « 1 »
هامش
( 1 ) . شرح حال حفص بن خالد بن جابر را در كتابهاى تعجيل المنفعة در تاريخ بخارى بنگريد كه بخشى از اين حديث در هر دو كتاب آمده است ، بزاز هم در ص 250 كشف الاستار چاپ مصر به شماره 2537 با اسناد خود از حفص بن خالد از ابو خالد بن جابر با افزونىهايى روايت كرده است كه گفته است چون على عليه السّلام كشته شد حسن عليه السّلام براى سخنرانى برخاست و گفت به خدا سوگند كه ديشب مردى را كشتيد كه در همان شب قرآن نازل شده است و عيسى بر آسمان برده شده و يوشع كشته شده است و توبه بنى اسرائيل پذيرفته شده است ، سوگند به خدا هيچيك از كسانى كه پيش از او بودند از او پيشى نگرفتند و هيچيك از كسانى كه پس از اويند به مقام او