تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المعيار و الموازنة ( فارسي ) — صفحة 66

مساهمون:

ص٦٦
باره در مورد ابو بكر و على اختلاف نظر دارند ، ولى همگان بر اين موضوع اجماع دارند كه از لحاظ زمان ، على ( ع ) پيش از ابو بكر اسلام آورده است ، جز اينكه چنين پنداشته‌اند كه اسلام آوردن على ( ع ) در حال كودكى او بوده است ، « 1 » بنابراين واجب مىآيد كه اين ادعاى ما را كه على پيش از ابو بكر اسلام آورده است ، تصديق كنند و اين ادعاى ايشان كه على در آن حال نابالغ بوده است ، جز با دليل و برهان پذيرفته نخواهد شد . ( 1 ) اگر بگويند اين سخن و اعتقاد شما كه او در حال بلوغ اسلام آورده است ، ادعاى مردودى است ، پاسخ مىگوييم مسلمانى براى على ( ع ) ثابت شده است و حكم به مسلمانى او چه از لحاظ دعوت پيامبر ( ص ) او را به اسلام و چه از لحاظ اقرار او به اسلام واجب است و اگر او در آن هنگام نابالغ مىبود در حقيقت مسلمان شمرده نمىشد ، زيرا كلمات اسلام و ايمان و كلمات كفر و گمراهى و سرپيچى و فرمانبردارى بر افراد بالغ و عاقل اطلاق مىشود نه بر افراد نابالغ و ديوانگان . « 2 » ( 2 ) دليل ديگر در اين باره اين است كه خداوند متعال هيچ‌گاه پيامبرى را براى كودكان و ديوانگان گسيل نفرموده است و چون مىبينيم پيامبر ( ص ) آهنگ فرا خواندن على بن ابى طالب به اسلام فرموده است و او را فرمان داده است كه ايمان آورد و پيش از همهء مردم از او آغاز كرده است براى ما علم حاصل مىشود كه على ( ع ) بالغ و عاقل و ايمان آوردن براى او لازم بوده است . اگر بگويند دعوت پيامبر ( ص ) از على به روش ادب بوده است همان گونه كه ما هم كودكان نابالغ خود را براى تعليم و تربيت به انجام فرائض وامىداريم ، به آنان پاسخ مىدهيم كه اين گفتهء شما درست نيست ، زيرا ما اين كار را به روزگارى انجام مىدهيم كه اسلام جايگزين شركت شده و آشكار گرديده است و كودكان در محيط اسلامى متولد مىشوند و پرورش مىيابند ولى در محيط شرك و جنگ و ستيز اين كار روا نيست . وانگهى ، پيامبر ( ص ) چنان نبوده است كه كار و هدف اصلى خويش را در جامعه مشرك و مردم كافر رها فرمايد و به دعوت افراد نابالغ سرگرم شود و پيش از انجام واجب به كار مستحب بپردازد كه چنين كارى از آن حضرت بعيد است .
هامش
( 1 ) اخبار در اين باره به حد تواتر رسيده است . به ترجمه الامام امير المؤمنين از تاريخ دمشق ، ج 1 ، چاپ استاد محقق شيخ محمد باقر محمودى ، ص 117 - 41 و بحار الانوار ، ج 38 ، ص 288 - 201 و به شرح خطبه 238 - خطبه قاصعة - به ويژه صفحات 252 - 215 از جلد سيزدهم شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد مراجعه فرماييد . ( 2 ) اسكافى اين بحث را در كتاب ديگر خود كه رد بر كتاب عثمانيه جاحظ است به تفضيل بيشتر آورده است به العثمانيه ، چاپ عبد السلام محمد هارون ، مصر ، ص 282 مراجعه فرماييد .