( 1 ) حجرهء من بود ساكن فرموده بود و پيش از زفاف با من پيش سوده و در خانهء او بودند .
احمد بن عبد اللّه بن يونس ، از زهير بن معاويه ، از هشام بن عروه ، از عروه ، از عايشه ما را خبر داد كه مىگفته است * سوده هم شبانروز نوبت خود را به عايشه واگذار كرد و گفت نوبت من از عايشه باشد و پيامبر ( ص ) دو روز را به عايشه تخصيص دادند يعنى روز خودش و روز سوده را .
يزيد بن هارون از حماد بن سلمه از هشام پسر عروة از عبّاد بن حمزة بن عبد اللّه بن زبير از خود عايشه ما را خبر داد كه مىگفته است * به رسول خدا گفتم زنها هم كنيه دارند براى من هم كنيهيى تعيين فرما ، فرمود به نام پسرت عبد اللّه كنيه خود را انتخاب كن . « 1 »
حجاج بن نصر ، از عيسى بن ميمون ، از قاسم بن محمد ، از عايشه ما را خبر داد كه مىگفته است * من با ده امتياز بر ديگر زنان رسول خدا برترى داده شدهام ، گفته شد اى مادر مؤمنان آن ده فضيلت چيست ؟ گفت اينكه رسول خدا دوشيزهيى جز مرا به همسرى نگرفته است ، و زنى را كه پدر و مادرش هر دو از مهاجران باشند جز من نگرفته است ، و خداوند حكم تبرئه مرا از آسمان نازل فرموده است ، و اينكه جبريل تصوير مرا كه بر پارچه حريرى نقش بسته بود براى ايشان آورد و به آن حضرت گفت صاحب اين چهره را به همسرى بگير كه همو همسر تو است ، و من و رسول خدا از آب يك ظرف غسل مىكرديم و اين كار را نسبت به هيچ يك از زنان خود انجام نمىداد ، و در حالى كه - در خانه - نماز مىگزارد من از مقابل او رفت و آمد مىكردم كه اين كار را هم نسبت به هيچ يك از همسران خود انجام نداده است ، و هنگامى كه با من بود وحى بر آن حضرت نازل مىشد و هنگامى كه با زنهاى ديگرش بود وحى بر او نازل نمىشد ، و خداوند او را قبض روح فرمود در حالى كه ميان سينه و گلوى من تكيه داده بود ، و در آن شبى رحلت فرمود كه نوبت من بود و در حجرهء من به خاك سپرده شد . « 2 »
هامش
( 1 ) يعنى عبد اللّه بن زبير كه خواهرزادهء عايشه است .
( 2 ) براى خوانندگان گرامى چند توضيح لازم به نظر مىرسد ، نخست اينكه حجاج محدثى ضعيف بوده و نسايى او را مورد اعتماد نمىدانسته است . ابو داود هم مىگفته است احاديث او را رها كردهاند . ابو حاتم هم او را ضعيف شمرده است . در اين باره به شمارهء ميزان الاعتدال ، شمارهء 1748 مراجعه فرماييد ، دوم آنكه خداوند متعال در آيهء چهارم سورهء تحريم ، دربارهء همسران رسول خدا كه ممكن است به او ارزانى فرمايد ، بيوگان را بر دوشيزگان مقدم داشته است . سوم آنكه به گفتهء خود مؤلف طبقات بر طبق بسيارى از روايات آن حضرت در آغوش على عليه السلام رحلت فرموده است نه در آغوش عايشه ، چهارم آنكه روايت متضمن ترك ادب از سوى عايشه در هنگام نمازگزاردن رسول خداست و فضيلتى شمرده نمىشود و تو خود حديث مفصل بخوان از اين مجمل .