تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الطبقات الكبرى ( فارسي ) — صفحة 60

مساهمون:

ص٦٠
( 1 ) عروسكها پيش ما بود مىفرمود آرام و بر جاى خود باشيد . عفان بن مسلم ، از وهيب ، از هشام بن عروة ، از پدرش ، از عايشه ما را خبر داد كه مىگفته است * در حضور پيامبر ( ص ) با عروسكهاى خود بازى مىكردم و دوستان هم سن و سالم پيش من مىآمدند و آنان از رسول خدا خود را پوشيده و پس پرده نگه مىداشتند و پيامبر ( ص ) پوشيده به آنان مىفرمود همراه من بازى كنند . « 1 » عفان بن مسلم ، از وهيب ، از هشام بن عروة از پدرش از خود عايشه ما را خبر داد كه مىگفته است * شش ساله بوده است كه پيامبر ( ص ) او را عقد فرموده و نه ساله بوده كه با او زفاف كرده است و نه سال هم پيش آن حضرت بوده است . عارم بن فضل ، از حماد بن زيد از هشام بن عروة از پدرش از عايشه ما را خبر داد كه مىگفته است * پيامبر ( ص ) در هفت سالگى مرا عقد فرمود و در نه سالگى با من زفاف كرد . كثير بن هشام ، از جعفر بن برقان از زهرى ما را خبر داد كه مىگفته است * پيامبر ( ص ) در شش سالگى عايشه او را عقد و در نه سالگى او با او زفاف فرمود و در هيجده سالگى او رحلت فرمود . محمد بن حميد عبدى از معمر از زهرى و هشام بن عروة ما را خبر داد كه هر دو مىگفته‌اند * پيامبر ( ص ) با عايشه در نه يا هفت سالگى زفاف فرموده است . احمد بن اسحاق حضرمى ، از وهيب از عبيد اللّه بن عمر از يزيد بن رومان ، از عروه ، از عايشه ما را خبر داد كه مىگفته است * به روزگار رسول خدا ( ص ) عروسك‌بازى مىكردم ! محمد بن عمر واقدى ، از خارجة بن عبد اللّه از يزيد بن رومان از عروة از عايشه ما را خبر داد كه مىگفته است * روزى پيامبر ( ص ) پيش من آمدند و من سرگرم عروسك بازى بودم فرمودند اى عايشه اينها چيست - اين كارها چيست ؟ گفتم اسبهاى سليمان ( ع ) است و آن حضرت تبسم فرمود . محمد بن عمر واقدى ، از اسرائيل ، از اعمش ، از ابراهيم ، از اسود ، از عايشه ما را خبر داد كه مىگفته است * پيامبر ( ص ) در شش سالگى مرا عقد و در نه سالگى با من زفاف فرمود و هيجده ساله بودم كه رحلت فرمود .
هامش
( 1 ) قرار بر نقد و بررسى اين روايتها كه بيشتر آن هم از فرزندان زبير است نيست و گر نه به راستى از خوانندگان گرامى مىپرسم كه عروسك بازى از افتخارها شمرده مىشود ! ؟ كه اين همه روايت نقل كنند !