تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الطبقات الكبرى ( فارسي ) — صفحة 61

مساهمون:

ص٦١
( 1 ) محمد بن عمر واقدى ، از موسى بن محمد بن عبد الرحمان ، از ريطه ، از عمرة دختر عبد الرحمان ما را خبر داد كه مىگفته است * از عايشه پرسيدند رسول خدا ( ص ) چه هنگامى با تو زفاف فرمود ؟ گفت هنگامى كه رسول خدا به مدينه هجرت فرمود ما و دخترانش را در مكه گذاشت و چون به مدينه رسيد زيد بن حارثه و برده آزاد كرده و وابستهء خود يعنى ابو رافع را گسيل داشت و دو شتر در اختيار آن دو گذاشت و پانصد درم هم كه از ابو بكر وام گرفته بود به آنان داد كه هر چند مركبى كه مورد نياز باشد خريدارى كنند ، ابو بكر هم عبد اللّه بن اريقط ديلى را همراه دو يا سه شتر فرستاد و به پسرش عبد اللّه بن ابى بكر نوشت كه خانواده ابو بكر يعنى مادرم ام رومان و من و خواهرم اسماء همسر زبير را سوار كند و روانه سازد ، ما با هم از مكه بيرون آمديم و چون به منطقه قديد « 1 » رسيديم زيد بن حارثه با آن پانصد درم سه شتر خريد و همگان بيرون آمديم و با طلحة بن عبيد اللّه كه مىخواست همراه خانواده ابو بكر هجرت كند برخورديم و همه همراه شديم ، زيد بن حارثه و ابو رافع فاطمه ( ع ) و ام كلثوم و سوده دختر زمعه - همسر رسول خدا - و ام ايمن و اسامة بن زيد را همراهى مىكردند و عبد اللّه بن ابى بكر ام رومان همسر ابو بكر و دو خواهر خود را همراهى مىكرد . طلحة بن عبيد اللّه هم همراه ما بود و همه به راه افتاديم ، چون به منطقهء بيض كه در منى است رسيديم شترى كه من و مادرم در هودجى بر آن سوار بوديم رم كرد مادرم فرياد مىكشيد كه اى واى بر دخترم ! اى واى بر نو عروسم ! سرانجام شتر ما را كه داشت از گردنه سرازير مىشد گرفتند و خداى عز و جل ما را به سلامت داشت ، و چون به مدينه رسيديم من هم همراه افراد خانواده ابو بكر بودم ، خانوادهء رسول خدا هم جايى منزل كردند ، و رسول خدا ( ص ) در آن هنگام مسجد و حجره‌هايى را اطراف آن مىساخت و همسر و خانوادهء خود را آنجا منزل داد ما مدتى در خانهء ابو بكر بوديم ، ابو بكر به پيامبر ( ص ) گفت چه چيزى شما را از بردن همسرت به خانه‌ات باز مىدارد ؟ فرمود مهريه و كابين ، ابو بكر دوازده و نيم وقيه به ايشان داد و آن حضرت همان را براى ما فرستاد و در همين حجره كه هم‌اكنون ساكن هستم و رسول خدا هم در همين حجره رحلت فرمود با من زفاف كرد و پيامبر براى خود درى در مسجد گشود كه رو به روى درى بود كه به عايشه اختصاص داشت ، عايشه مىگفته است پيامبر ( ص ) قبلا سوده را هم در حجره‌يى كه كنار
هامش
( 1 ) قديد : نام جايى نزديك مكه است . به معجم البلدان ، ج 7 ، ص 38 مراجعه فرماييد .