تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الطبقات الكبرى ( فارسي ) — صفحة 54

مساهمون:

ص٥٤
( 1 ) از همه درازتر باشد . عايشه مىگويد پاره چوبى برداشتيم و دستهاى خود را اندازه گرفتيم . دستهاى سوده دختر زمعه از همه بلندتر بود و پس از رحلت رسول خدا ( ص ) سوده از همهء ما زودتر به ايشان پيوست ، و بعد متوجه شديم كه منظور از بلندى دست پرداخت صدقه است و سوده زنى بود كه صدقه دادن را دوست مىداشت . محمد بن عمر واقدى مىگفت اين حديث دربارهء سوده درست نيست و دربارهء زينب دختر جحش درست است و او بود كه زودتر از ديگران به رسول خدا پيوست . زينب به روزگار حكومت عمر بن خطاب درگذشت و آن گونه كه محمد بن عبد اللّه بن مسلم از پدرش ما را خبر داد سوده تا روزگار حكومت معاويه زنده بود و در شوال سال پنجاه و چهارم در مدينه درگذشته است . واقدى مىافزود كه همين موضوع در نظر ما استوارتر است . محمد بن عمر واقدى از ابن ابى ذئب از صالح آزاد كرده و وابستهء توأمة ما را خبر داد كه مىگفته است * از ابو هريرة شنيدم مىگفت پيامبر ( ص ) در حجة الوداع همراه همه همسران خود حج گزارد و فرمود همين حج - حج آخر - است و پس از آن محصور بودن خواهد بود . ابو هريره مىگفته است پس از آن فقط سوده دختر زمعه و زينب دختر جحش به حج و هيچ سفرى نرفتند و گفتند پس از رسول خدا هيچ مركبى ما را حركت نخواهد داد . همچنين محمد بن عمر واقدى ، از حماد بن زيد از هشام از ابن سيرين ما را خبر داد كه سوده مىگفته است * من كه حج و عمره گزارده‌ام همانگونه كه خداى عزّ و جلّ فرمان داده است در خانه خود آرام مىگيرم . يعقوب بن ابراهيم از پدرش ، از صالح بن كيسان ، از صالح بن نبهان آزاد كرده و وابستهء توأمه ما را خبر داد كه مىگفته * از ابو هريره شنيده است كه مىگفته است هنگامى كه پيامبر ( ص ) از حجة الوداع برگشت فرمود « آغاز محصور بودن و خانه‌نشينى فرا رسيده است » . صالح مىگفته است ، سوده مىگفت پس از اين هرگز حج نمىگزارم . عبد اللّه بن مسلمة بن قعنب ، از افلح بن حميد ، از قاسم بن محمد « 1 » ، از عايشه ما را خبر داد كه مىگفته است * سوده اجازه خواست كه پيش از ايشان و پيش از حركت مردم به منى
هامش
( 1 ) يعنى قاسم پسر جناب محمد بن ابى بكر كه عايشه عمه‌اش بوده است و توجه خواهيد فرمود كه عايشه نسبت به همهء اعقاب ابو بكر يا عمه است يا خاله و محرم آنان بوده است .