( 1 ) شماست و پيامبر ( ص ) فرمودند به يكى از مردان قوم خود بگو كه تو را به همسرى من درآورد . سوده به حاطب بن عمرو بن عبد شمس بن عبد ود گفت و او سوده را به همسرى رسول خدا درآورد . سوده نخستين بانويى بود كه رسول خدا پس از مرگ خديجه با او ازدواج فرمود .
محمد بن عمر واقدى ، از محمد بن عبد اللّه بن مسلم ما را خبر داد كه مىگفته است * از پدرم شنيدم مىگفت پيامبر ( ص ) به ماه رمضان سال دهم هجرت پس از رحلت خديجه و پيش از آنكه عايشه را به همسرى بگيرد با سوده ازدواج كرد و در مكه با او زفاف فرمود و او را به مدينه برد .
محمد بن عمر واقدى ، از محمد بن عبد اللّه - برادرزادهء زهرى - از زهرى ، از عروة ، از عايشه و همچنين ابن ابى الزناد ، از هشام بن عروة ، از پدرش ، از عايشه ما را خبر دادند كه مىگفته است * سوده دختر زمعه سال خورده شده بود و پيامبر ( ص ) چندان از او بهرهمند نبود و از سوى ديگر به موقعيت من در نظر رسول خدا ( ص ) و اينكه ايشان بسيار به فكر من هستند آگاه بود . ترسيد كه مبادا رسول خدا او را رها فرمايد و چون مىخواست جايگاه خود و عنوان همسرى پيامبر ( ص ) را داشته باشد به آن حضرت گفت اى رسول خدا روزى كه نوبت من است از عايشه باشد و شما در آن باره آزادى و پيامبر قبول فرمود و در همين مورد اين آيه نازل شد كه خداوند مىفرمايد : « و اگر زنى از شوهر خود بيم ناسازگارى و روى گردانى داشت » « 1 » .
محمد بن عمر واقدى ، از معمر ، از زهرى ، از عروه ، از عايشه ما را خبر داد كه مىگفته است * سوده روز و شب نوبت خود را براى كسب خشنودى رسول خدا ( ص ) به عايشه بخشيد .
محمد بن عمر واقدى ، از حاتم بن اسماعيل ، از نعمان بن ثابت تيمى ما را خبر داد كه مىگفته است * رسول خدا ( ص ) به سوده فرمود عده نگهدار - طلاقت دادهام - سوده شبى بر سر راه پيامبر نشست و گفت اى رسول خدا ! در من شوقى نسبت به مردان - امور زناشويى - نيست ولى دوست دارم در زمرهء همسران تو مبعوث شوم ، محبت فرماى و به من رجوع كن و حضرت ختمى مرتبت به او رجوع فرمودند .
هامش
( 1 ) بخشى از آيهء 128 ، سورهء چهارم - نساء است . طبرسى در مجمع البيان و ابو الفتوح رازى در تفسير موارد ديگرى را دربارهء شأن نزول اين آيه نوشتهاند و به همين مورد هم اشاره كردهاند .