تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الطبقات الكبرى ( فارسي ) — صفحة 53

مساهمون:

ص٥٣
( 1 ) مسلم بن ابراهيم ، از هشام دستوائى ، از قاسم بن ابى بزه ما را خبر داد كه مىگفته است * پيامبر ( ص ) خبر طلاق سوده را براى او پيام فرستاد ، چون سوده از آن آگاه شد بر سر راه پيامبر كه به خانهء عايشه مىرسيد نشست و چون پيامبر ( ص ) را ديد گفت تو را به كسى كه قرآن را بر تو فرو فرستاده و تو را از همهء خلق برگزيده است سوگند مىدهم كه چرا مرا طلاق داده‌ايد آيا به سبب دلگيرى از من بوده است ؟ فرمود نه ، سوده گفت اينك تو را به همان سوگند ، سوگند مىدهم كه به من رجوع فرمايى ، من سالخورده شده‌ام و مرا نيازى به مردان نيست ولى دوست مىدارم به روز رستخيز در زمرهء همسران تو مبعوث شوم ، پيامبر ( ص ) به او رجوع فرمود . سوده گفت من اينك شبانه روزى را كه نوبت من است به عايشه كه محبوب رسول خداست واگذار كردم . محمد بن حميد عبدى از معمر ما را خبر داد كه مىگفته است * به من خبر رسيده است كه پيامبر ( ص ) مىخواستند سوده را طلاق دهند ، سوده در آن باره با ايشان گفتگو كرد و گفت مرا حرصى به شوهر نيست ولى دوست مىدارم كه خداوند به روز قيامت مرا با عنوان همسر تو مبعوث فرمايد . محمد بن حميد عبدى از معمر ، از هشام بن عروة از پدرش ما را خبر داد كه سوده روز نوبت خود را به عايشه بخشيده بود . يزيد بن هارون از حماد بن سلمه ، از ثابت بنانى ، از سميه ، از عايشه ما را خبر داد كه مىگفته است * ميان مردم هيچ زنى براى من دوست‌داشتنىتر از سوده نيست كه در راه و روش او باشم جز اينكه او زنى است كه در او رشگ و حسد است . « 1 » ابو معاويه ضرير ، از اعمش ، از ابراهيم ما را خبر داد كه مىگفته است * سوده به رسول خدا ( ص ) گفت ديشب كه پشت سر شما نماز مىگزاردم چندان ركوع را طول داديد كه ناچار بينى خود را از بيم آنكه خون از آن سرازير نشود گرفتم ، رسول خدا خنديدند ، گويد سوده گاهى با نقل چيزى پيامبر را مىخنداند . عفان بن مسلم ، از ابو عوانه ، از فراس ، از عامر ، از مسروق ، از عايشه ما را خبر داد كه مىگفته است * روزى همهء همسران رسول خدا در محضرش بودند ، گفتيم اى رسول خدا ! كداميك از ما زودتر پس از مرگ شما به شما ملحق مىشويم ؟ « 2 » فرمود آن كس كه دستش
هامش
( 1 ) ابن اثير در النهايه ، ج 2 ، ص 389 بخشى از اين حديث را آورده و معنى كرده است كه با توجه به گفتهء او ترجمه شد . ( 2 ) ملاحظه مىفرماييد كه حديث نادرست است . واقدى هم آن را رد كرده است . وانگهى مگر احتمال نمىداده‌اند كه ايشان پيش از رسول خدا بميرند !
الطبقات الكبرى ( فارسي ) — صفحة 53 | محمود مهدوى دامغانى / ابن سعد