تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الطبقات الكبرى ( فارسي ) — صفحة 318

مساهمون:

ص٣١٨
( 1 ) كتاب خدا را ميان شما برپا مىدارد فرمان بريد و به او گوش فرا دهيد » گويد در آن حال پيامبر بخشى از جامهء احرام خود را از زير بغل خود برگردانده و به شانهء ديگر افكنده بود . حسن بن موسى راوى اين خبر مىگويد زهير ضمن نقل اين روايت با دست خود چگونگى جامه را انجام مىداد . فضل بن دكين و محمد بن عبد الله اسدى و ابو قطن عمرو بن هيثم هر سه از يونس بن ابى اسحاق از غيرار بن حريث ما را خبر دادند كه مىگفته است * از ام حصين احمسى شنيدم كه مىگفت در حجة الوداع رسول خدا را ديدم كه جامهء احرام خويش را از زير بغل برگردانده بود و عضلهء بازوى آن حضرت را مىديدم كه مىلرزيد و مىفرمود « اى مردم از خدا بترسيد و اگر برده‌يى حبشى و بينى بريده بر شما امير شد تا هر گاه كه احكام كتاب خدا را براى شما انجام مىدهد فرمان‌بردارش باشيد و سخنش را پذيرا » .

ام جندب ازديّة

او مادر سليم بن عمرو بن احوص است . اسلام آورده و با رسول خدا بيعت و از آن حضرت روايت كرده است . عبد الله بن ادريس از يزيد بن ابى زياد ، از سليمان بن عمرو بن احوص از مادرش ما را خبر داد كه مىگفته است * پيامبر ( ص ) را در حال رمى جمرات ديده است كه از همان كف دره هفت سنگ‌ريزه كوچك رمى كرده و مىفرموده است اى مردم ! برخى از شما برخى را نكشد ، مىگويد در آن حال مردى پشت سر آن حضرت ايستاده بود و او را از برخورد ريگهايى كه ديگران رمى مىكردند حفظ مىكرد پرسيدم اين كيست ؟ گفتند عباس بن عبد المطلب است ، پيامبر ( ص ) پس از رمى جمرة برگشت و در اين هنگام زنى پيش آن حضرت آمد و گفت اى رسول خدا پسرم كه تنها فرزند من است بيمار است . فرمود براى من از ميان اين خيمه‌ها اندكى آب بياور ، آن زن در كاسه‌يى سنگى براى ايشان آب آورد ، پيامبر اندكى از آن نوشيد و در آن مضمضه كرد و فرمود از خداوند درمان او را مسئلت كن و اين آب را به او بياشامان ، آن زن چنان كرد و پسرش بهبود يافت . فضل بن دكين ، از مندل از يزيد بن ابى زياد از سليمان بن عمرو بن احوص از مادرش ام جندب ما را خبر داد كه مىگفته است * رسول خدا ( ص ) را ديدم در حالى كه سوار بر استر