تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الطبقات الكبرى ( فارسي ) — صفحة 320

مساهمون:

ص٣٢٠
( 1 )

ام كبشة

او بانويى از قبيلهء قضاعه است كه مسلمان شده و حديثى از رسول خدا روايت كرده است . عبد الله بن محمد بن ابى شيبة از حميد بن عبد الرحمان رواسى از حسين بن صالح از اسود بن قيس از سعيد بن عمرو از ام كبشه كه زنى از قبيلهء قضاعه است ما را خبر داد كه مىگفته است * از رسول خدا اجازه خواستم تا همراه ايشان به جنگ بروم ، فرمود نه . گفتم اى رسول خدا زخمىها را مداوا و بيماران را پرستارى مىكنم ، رسول خدا فرمود بنشين و بر جاى آرام بگير مردم نگويند محمد همراه زنان به جنگ مىآيد .

ام سائب

محضر رسول خدا را درك كرده و مسلمان شده است . شبابة بن سوار از مغيرة بن مسلم از ابو زبير از جابر ما را خبر داد كه مىگفته است * پيامبر ( ص ) به ديدن ام سائب رفت كه مىلرزيد - از اين پهلو به آن پهلو مىشد - فرمودند تو را چه مىشود ، دردت چيست ؟ گفت تب است تب كه خدايش زبون سازد . پيامبر فرمودند خاموش باش تب را دشنام مده كه گناهان و خطاهاى مسلمانان را از ميان مىبرد همانگونه كه كوره آتش آلودگىهاى آهن را مىزدايد .

قتيلة دختر صيفى جهنى

مسلمان شده است و از پيامبر ( ص ) حديثى نقل مىكند . وكيع بن جراح و محمد بن عبيد هر دو از مسعودى ، از معبد بن خالد از عبد الله بن يسار از قتيله دختر صيفى ما را خبر داد كه مىگفته است * يكى از دانشمندان يهودى به حضور پيامبر ( ص ) آمد و گفت اى محمد ! شما چه قوم خوبى هستيد اگر به خدا شرك نورزيد ، پيامبر پرسيد چگونه شرك مىورزيم ؟ گفت كسى از شما مىگويد نه سوگند به كعبه ، پيامبر فرمود آن شخص چنان گفته است ولى هر كس كه سوگند مىخورد بايد به
الطبقات الكبرى ( فارسي ) — صفحة 320 | محمود مهدوى دامغانى / ابن سعد